السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

173

تفسير الميزان ( فارسي )

ميراندن خدا و احياء او تحول مىيافت . و اين را در جايى ديگر چنين بيان كرده : ( وَبَدَأَ خَلْقَ الإِنْسانِ مِنْ طِينٍ ، ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَه مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ ، ثُمَّ سَوَّاه وَنَفَخَ فِيه مِنْ رُوحِه ، آغاز كرد خلقت انسان را از گل ، سپس نسل او را از چكيده اى از آبى بى مقدار كرد ، و سپس او را انسان تمام عيار نموده ، از روح خود در او بدميد ) « 1 » و نيز در جاى ديگر فرموده : ( ثُمَّ أَنْشَأْناه خَلْقاً آخَرَ ، فَتَبارَكَ اللَّه أَحْسَنُ الْخالِقِينَ ، سپس او را خلقتى ديگر كرد ، پس مبارك است خدا كه بهترين خالق است ) ، « 2 » و نيز فرموده : ( وَقالُوا : أإِذا ضَلَلْنا فِي الأَرْضِ ، أإِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ ؟ بَلْ هُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ كافِرُونَ ، قُلْ : يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ، منكرين معاد از تعجب پرسيدند : آيا بعد از آنكه خاك شديم ، و در زمين گم گشتيم ، دوباره خلقتى جديد به خود مىگيريم ؟ و اينان هيچ دليلى بر گفتار خود ندارند ، و منشا اين استبعادشان تنها اينست كه منكر لقاء پروردگار خويشند ، بگو شما در زمين گم نميشويد ، بلكه آن فرشته كه موكل بر شما است شما را بدون كم و كاست تحويل مىگيرد ) ، « 3 » و نيز فرموده : ( مِنْها خَلَقْناكُمْ ، وَفِيها نُعِيدُكُمْ ، وَمِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً أُخْرى ، ما شما را از زمين درست كرديم ، و دوباره تان به زمين بر مىگردانيم ، و آن گاه بارى ديگر از زمين بيرونتان مىآوريم ) « 4 » . و اين آيات بطورى كه ملاحظه مىفرمائيد ، و انشاء اللَّه توضيح بيشتر هر يك را در جاى خودش خواهيد ديد ، دلالت مىكند بر اينكه انسان جزئى از اجزاء كره زمين است ، و از آن جدا نميشود ، و مباين آن نيست ، چيزى كه هست از همين زمين نشو نموده ، شروع به تطور نموده ، مراحل خود را طى مىكند ، تا مىرسد به آنجايى كه خلقتى غير زمين و غير مادى مىشود ، و اين موجود غير مادى عينا همان است كه از زمين نشو كرد ، و خلقتى ديگر شد ، و به اين كمال جديد تكامل يافت ، آن گاه وقتى به اين مرحله رسيد فرشته مرگ او را از بدنش مىگيرد ، و بدون كم و كاست مىگيرد ، و سپس اين موجود بسوى خداى سبحان بر مىگردد ، اين صراط و راه هستى انسان است . از سوى ديگر تقدير الهى انسان را طورى ريخته گرى كرده ، كه با سائر موجودات زمينى و آسمانى ، يعنى از عناصر بسيطه گرفته تا نيرويى كه از آن عناصر برمىخيزد ، و نيز از مركبات آن ، از حيوان گرفته ، تا نبات و معدن و غير آن ، از آب و هوا و نظائر آنها ، مرتبط و پيوسته باشد ، و نيز تمامى موجودات طبيعى را طورى ريخته ، كه با موجودات ديگر مرتبط بوده باشد ، اين در آنها ، و آنها در اين ، اثر بگذارند ، تا به اين وسيله هستى خود را ادامه دهند . چيزى كه هست ، اثر انسان در ساير موجودات بيشتر ، و دامنه تاثيرش در آنها وسيعتر است .

--> 1 - سوره سجده آيه 9 2 - سوره مؤمنون آيه 14 3 - سوره سجده آيه 11 4 - سوره طه - آيه 55