السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

165

تفسير الميزان ( فارسي )

زنجبيل فعل اضطرارى آنها است ، و قسم دوم را فعل ارادى ، مانند راه رفتن و سخن گفتن . فعل ارادى هم كه گفتيم با وساطت علم و اراده از فاعل سر مىزند ، بتقسيم ديگرى به دو قسم منقسم مىشود ، براى اينكه در اين گونه افعال همواره فاعل خود را بر سر دو راهى بكنم يا نكنم مىبيند ، و ترجيح يكى از دو طرف انجام و ترك ، گاهى مستند به خود فاعل است ، بدون اينكه چيزى و يا كسى ديگر در اين ترجيح دخالت داشته باشد ، مانند گرسنه اى كه در سر دو راهى بخورم يا نخورم ، بعد از مقدارى فكر و تروى ، ترجيح ميدهد كه اين نان موجود را نخورد ، چون بنظرش رسيده كه مال مردم است ، و صاحبش اجازه نداده ، لذا از دو طرف اختيار نگهدارى آن نان را انتخاب مىكند ، و يا آنكه ترجيح ميدهد آن را بخورد . و گاهى ترجيح يك طرف مستند به تاثير غير است ، مثل كسى كه از طرف جبار زوردارى مورد تهديد قرار گرفته ، كه بايد فلان كار را بكنى ، و گر نه ، تو را مىكشم ، او هم به حكم اجبار ، آنكار را مىكند ، و با اراده هم مىكند ، اما انتخاب يكى از دو طرف كردن و نكردنش مستند به خودش نيست ، چون اگر مستند به خودش بود ، هرگز طرف كردن را ترجيح نميداد ، صورت اول را فعل اختيارى ، و دوم را فعل اجبارى ميناميم . و خواننده عزيز اگر دقت كند ، خواهد ديد : كه فعل اختيارى همانطور كه گفتيم هر چند مستند باجبار جبار است ، و آن زورگو است كه با اجبار و تهديدش يكى از دو طرف اختيار را براى فاعل محال و ممتنع مىكند ، و براى فاعل جز يك طرف ديگر را باقى نمىگذارد ، لكن اين فعل اجبارى نيز مانند فعل اختيارى سر نمىزند ، مگر بعد از آنكه فاعل مجبور ، جانب انجام دادن را بر جانب انجام ندادن ترجيح دهد ، هر چند كه شخص جابر بوجهى سبب شده كه او فعل را انجام دهد ، و لكن انجام فعل ما دام كه به نظر فاعل ، بر ترك رجحان نيابد ، واقع نميشود ، هر چند كه اين رجحان يافتنش ، بخاطر تهديد و اجبار جابر باشد ، بهترين شاهد بر اين معنا و جدان خود آدمى است . و از همين جا معلوم مىشود : اينكه افعال ارادى را به دو قسم اختيارى و اجبارى تقسيم مىكنيم ، در حقيقت تقسيم واقعى نيست ، كه آن دو را دو نوع مختلف كند ، كه در ذات و آثار با هم مختلف باشند ، چون فعل ارادى بمنزله دو كفه ترازو است ، كه اگر در يكى از آنها سنگى نيندازند ، بر ديگرى رجحان پيدا نمىكند ، فعل ارادى هم در ارادى شدنش بيش از اين كه رجحان علمى ، يك طرف از انجام و يا ترك را سنگين كند ، و فاعل را از حيرت و سرگردانى در آورد ، چيز ديگرى نميخواهد ، و اين رجحان ، در فعل اختيارى و اجبارى هر دو هست . چيزى كه هست در فعل اختيارى ترجيح يكى از دو طرف را خود فاعل ميدهد ، و آن هم آزادانه