دكتر عقيقى بخشايشي

1721

چهارده نور پاك ( فارسي )

خود ، و جبهه بندى در برابر خاندان رسالت ، با هم مشترك بودند ، ولى اين تفاوت را با هم داشتند كه خلفاى اموى ( به استثناء عمر بن عبد العزيز ) چندان ارتباطى با رجال علمى و دانشمندان دينى نداشتند و در كار آنان خيلى مداخله نمى نمودند . بيشتر همت آنان مصروف سركوب ساختن نهضتهاى داخلى ، فتوحات خارجى يا تنظيم امور مالى و ديوانى بود و علما و دانشمندان را به حال خود وامى گذاشتند از اين رو حكومت آنان از وجههء دينى و رنگ مذهبى ، بهره و صبغه‌اى نداشت ولى هنگامى كه بساط حكومت امويان ، برچيده شد و عباسيان روى كار آمدند ، قضيه برعكس شد آنان به حكومت خود رنگ دينى و صبغهء مذهبى دادند و تلاش براى بهره بردارى از عوامل مذهبى ، به نفع حكومت ، قوت گرفت و تظاهر به دين دارى و ارتباط با رجال دينى و دانشمندان و علماى اسلامى ، رواج پيدا كرد . علت اين تظاهر آن بود كه آنان نمى خواستند تنها به عنوان زمامدار سياسى شناخته شوند بلكه مى خواستند در عين زمامدارى ، وجههء دينى و اعتبار مذهبى نيز به خود بگيرند تا از اين رهگذر از احترام افكار عمومى ، برخوردار شوند روى اين اصل بود كه براى كارهاى خلاف خود ، اغلب توجيهات فريبندهء دينى و سرپوش‌هاى مذهبى تهيه مى كردند و تماس با خاندان رسالت و دعوت آنان به مراكز حكومت روى همين فلسفه و انگيزهء سياسى بود . نيابت از خدا ! آنان حكومت بر خلق را يك موهبت الهى و آسمانى معرفى مى كردند و خود را جانشينان و نمايندگان خدا مى پنداشتند و هر عملى را كه انجام مى دادند به نمايندگى از طرف خدا ، و به خلافت و نيابت از او ، قلمداد مى كردند . زهى ادعاى بزرگ و پوچ ! قفل اموال ! به عنوان مثال : " منصور دوانيقى " يكى از خلفاى عباسى در خطابه اى كه ميان انيوه كثيرى از مسلمانان آن روز ، ايراد مى كرد چنين مى گفت : " مردم ! من حاكم شما از جانب خدا هستم با توفيق و عنايت و كمك او ، رهبرى شما را به عهده دارم ، من از طرف خداوند نگهبان اموال شمايم و با اراده و خواست او ، هر كارى