دكتر عقيقى بخشايشي

1722

چهارده نور پاك ( فارسي )

را خواستم انجام مى دهم . من از جانب خداوند قفل اموال شما هستم اگر او خواست كه بر ارزاق و تقسيمات شما توسعه دهم اين كار را انجام مى دهم ، و اگر نخواست قفل اموال باقى خواهم ماند . تا روزى كه مرا باز كنند ! " ( 1 ) نمايندگى از طرف خدا و تصرف در اموال عمومى مردم ، طبق خواست و اراده نامتناهى خدايى ! قهرا هيچ گونه رادع قانونى در بر نخواهد داشت و هيچ عاملى نخواهد توانست جلو آن اراده را بگيرد . بر اساس همين انديشه و فكر خام بود كه در سيره و روش خلفاى عباسى فراوان مى بينيم كه گاهى به يك شاعر چاپلوس و متملق ، يا يك مطرب و رقاصه ، چندين هزار درهم از كيسهء خلافت و اموال عمومى به نيابت از خدا ، حاتم بخشى كرده اند و از طرفى چندين هزار بيچاره ومفلوك در بدبختى و بىنوائى كار را به جائى رسانده است كه در عصر معتمد يكى ديگر از خلفاى عباسى معاصر امام هادى عسكرى ( عليه السلام ) گوشت انسانها را مى خورند ( 2 ) " ، در حالى كه عيش و نوش دستگاه خلافت همچنان برقرار و پر رونق بود ! " اموال عمومى از اطراف و اكناف كشور اسلامى ، به خزينه‌هاى بغداد سرازير مى شد ولى در همانجا فروكش مى كرد و از ميان مى رفت ، چون مخارج دستگاه خلافت ، و حاتم بخشيهاى آنان به شاعران و نوازندگان و چاكران و چاپلوسان فوق محاسبه بود . وقتى به " عنايى " يكى از اديبان معروف عصر عباسى گفته مىشود تو چرا همانند همكاران خود به خليفه تقرب و نزديكى نمى جوئى تا از عطايا و جوايز وصله‌هاى او بهره‌مند شوى ، در پاسخ مى گويد : " من ديدم عطاياى خليفه ، روى حساب نيست ، گاهى ده هزار درهم را در يك امر ناچيز و جزئى مى بخشد و گاهى فرد را روى يك عمل ناچيز محروم ساخته و از شهر تبعيد مىكند . من نمى توانم موقعيت خود را روشن سازم تا از كدامين دسته از اين مردم باشم ؟ " ( 3 )

--> 1 . جرج جرداق ، صوت العدالة الأنسانيه ص 132 . 2 . مسعودى ، مروج الذهب ج 4 ، ص 202 . 3 . احمد امين ضحى الاسلام ج 1 ، ص 133 .