مصطفى نوراني اردبيلي

501

طب اسلامى ( فارسي )

هلو : هلو به اندازه اى كه قابل باشد از منحنى بالاتر رفت كه مىتوان قسمت محاذى منحنى را زخم نمود در چوب بيد نقطه وسط شكافى يا سوراخى بنمائيد وشاخه هلو را از آن شكاف بطورى بيرون آوريد كه قسمت پوست شده از ساقه هلو در سوراخ جا بگيرد بعد محكم محل را با نخ به بنديد پس از آنكه مطمئن شديد هلو با بيد جوش خورده هلو را از ريشه قطع نماييد از درخت باقي مانده كه شاخه هلو وريشه وشاخه ابتدائي از بيد است مىگويند هلوهائى بدون هسته وآبدار به دست مىآيد ! ) هلو از رازي خوخ - شفتالو - هلو - فليق : سرد كننده هستند وبراي شخص مبتلا به تب در موقع بالا رفتن تب غب ( يك روز در ميان ) وتب محرقه سودمند هستند اين دو ميوه در بدن مائيت وآبكى شدن خون را زياد مىكنند يعنى خونهائى كه از آنها توليد مىشود استحاله كامل پيدا نكرده وخون طبيبى از آن درست نمىشود وسبب عفونت گرديده وپس از يك يا دو ماه باعث بروز تب مىگردند مانند زردآلو ، با اين فرق كه تبهائى كه از خوردن شفتالو عارض مىگردد شديدتر وطولانىتر است وروى آن نبايد آب برف يا غذاهاى ترش خورد بلكه از داروهاى گوارشى بايد ميل كنند كسى كه مزاجش خيلى گرم است روى آن جلنجبين نخورد مگر روزى كه زياد كار كرده ورنج برده است وتشنگى زياد دارد در اين روز بايد سوپ يا مرق غذاهاى پخته مانند اسفيد باوزيره باي شيرين بخورد هلو زودتر از شفتالو از شكم دفع مىشود گاهى ادامه خوردن هلو وكشمش وخربزه سبب اسهال مىگردد در اين حال بايد آب گرم بنوشند تا اسهال كمتر شود وبعد از آن داروئى بخورند كه مرض به كلى قطع شود . .