محمد مؤمن بن محمد زمان تنكابني
270
تحفه حكيم مؤمن يا تحفة المؤمنين ( فارسي )
بيشهوت وگريختن از روشنى وجنون سعى وفرياد كردن مانند سگ وحمله نموده بر اشنا وپيكانه مىگردد ومتقدمين اطبا متفق اند كه بعد از خوف از آن واز ديدن أو ارزيدن ممكن مالعلاج نيست ومتاخرين ايشان أكثر آن را قابل اصلاح ومىدانند مگر انكه بنهايت مرتبهء جنون رسيده باشد وأكثر را بحران وطغيان ونقصان تاچهلروز است ومىشود كه زيادة وكمتر از آن نيز باشد چه بحسب مزاج است دريا بس المزاج بعد از يك هفته ودو هفته وچهلروز خوف آب بهم مىرسد ودر مزاج مرطوب تا چهار ماه وششماه وبعضى تا يك سال وزيادة از آن نيز گفته اند وبتجربهء مجربين رسيده كه گزيدهء أول بار أو با خطر است ودر ساير مخاطره كمتر اما علامت ديوانگى سگ يكى انكه ترك منزل خود كنند وپيرامون أهل آنخانه نمىگردد وچيزى نميخورد واز آب ميگريزد وديگر سرخى چشم وبيرون آوردن زبان ودويدن بسيار وگرفتگى آواز وافتادگى گوش وبر آمدگى پشت وكج كردن كردن بطرفى كه حركة به آن جنگند وحركة بي نسق شبيه بحركة مستان وحمله كردن بر همه چيز ديگر گريختن سكان از أو ودر حين ملاقاة آن عجز كردن ايشان اما علامت زخم أو از زخم سگ غير ديوانه كه حالت سك مشبته باشد وديوانگى مشخص نباشد بايد پارچه ء نانيرا بخون زخم أو آلوده پيش سگ غير ديوانه انداخت هر گاه نان را نخورد علامت زخم سگ ديوانه است واگر تناول نمايد غير ديوانه وبه دستور مغز كردكان را كوبيده يكشب بر زخم به بندند هر گاه مرغ گرسنه از خوردن أو نفرت كند علامت ديوانگى است واگر تناول كند ودر يك شبانه روز هلاك نگردد غير ديوانه خواهد بود العلاج أول موضع زخمرا حجامت كرده مبالغه در كشيدن وجذب كردن سميت واخراج أو بايد نمود وتضميد باشيائى بايد نمود كه زخم اگشته به نشود مثل پياز وتره تيزك وچغندر پخته در روغن وساير مراهم اكاله واگر داغ كنند ودر دفع چرك أو مبالغه نمايند بغايت نافع است اما بعد از سه روز پر نفعي ندارد چه سميت أو سرايت كرده در اينصورت بر زخم أو جاو شير وأشياء جاذب سم بايد بست مانند نطرون با بول وخاكستر تاك با سركه وتره تيزك بروغن وتكرار سبتن سريشم ماهيرا نافع دانستهاند ودر ترطيب وتقوية اعضاى رئيسه بايد كوشيد ودر معالجهء أو به دستور ماليخوليا وجنون بايد نمود واز جماع وخوردن ترشيها وهواي سرد اجتناب بسيار لازمست وثقيهء سودا بمنضج ومسهل مكرر بايد گرد وأين دوارا جالينوس فرموده كه داده شد خوف از آب نگرد وباعث نجات كرديد دواء السرطان سرطان زنده را در ظرف مس سرخ بقدرى بايد برشته كرد كه توان سائيد وده جزو آن را اجنطيا تا پنج جزو وكندر يكچز ونرم سائيده در اياميكه روز مسهل نباشد با آب سرد ودو درهم صبح ودو درهم شب تناول نمايند ودر تفريح وترطيب ونشاط طبع سعى كند وحقنه بماء الشعير وروغن گلسرخ وآب برگ خرفه ولعاب بزر قطونا وأمثال أو بسيار مفيد است وآب از ظرف لوله دار بدهند كه آن را ته بيند وچون ظرف آب پوست گفتار باشد از خوردن أو اجتناب نمىكند ودر آب گرم نشستن وبول كردن در آن بغايت مفيد است واز غذاها گوشتهاى لطيف مثل مرغ پروارى وبره وبزغاله وفربه وروغن كره وشير وپالوده وحلواهاى نشاسته وأمثال آن تناول نمايند وشراب ممزوج با آب بسيار بغايت موافق است وتدهين سرو بدن بروغنهاى رطبه مثل روغن بنفشه نافع واستراحت خواب بسيار مفيد است وخوردن آب پودنهء نهرى روز صد مثقال بسه دفع از سه روز تا يك هفته از مجرباتست وآب پياز به دستور سه روز وروزى صد مثقال بسه چهار دفعه بنوشند بيعديل دانستهاند وآب ثيل از مجرباتست وچون سماينرا كه بتركى بيلدرچين نامند بتمامه كباب كرده بخورند وچيزى از وطرح نكنند بالخاصية مجرب دانستهاند وبه دستور كباب جگر سگ ديوانه كه أو را گزيده باشد نافع يافتهاند وبستن آب نيز بر موضع جراحات بسيار مؤثر است ودواء الزراريح بالخاصية رافع مضرات واز مجربات جميع اطباست وچون از آن بنوشند احيامى با بول دفع مىشود شبيه بحيوان بسيار كوچك وعوامر اكمان مىشود كه بچهاى سگ است دواء الذراريح ذراريح بزرگ فربه را ه بتركى الاكلنگ نامند سر وبالها وپاها را انداخته يكچز وعدس مقشر يكچز وفلفل قرنفل دارچينى سنبل الطيب زعفران هر يك سدس جز ومجموعرا سائيده با آب قرص بسازند وهر روز دو دانگ با آب گرم بنوشند قسم ديگر وز اريحرا سر وبال انداخته سه شبانه روز در دوغ خيسانيده بعد از هر يك شبانه روز تجديد دوغ نموده پس خشك كنند وبعد از آن با مثل أو عدس مقشر سائيده با آب قرص ساخته بقدر دو دانگ هر روز با آب گرم بدهند مداواى زخم سگ غير ديوانه وسباع وبوزينه وأمثال آن يك شبانه روز پياز ونمك وعسلرا با يكديگر مخلوط كرده بر زخم به بندند پس بمرهم اسود ضماد نمايند ومرهم مزبور جهة زخمهائى كه از كوفتگى أعضاء سفطه بهم رسد به دستور نافع است مرهم اسود قنه روغن زيتون پيه بالسوية استعمال كنند وموضع گزيدهء پلنگ وشير ويوز را أول بادويه ء جذاب ضماد كنند مانند خاكستر وسركه وپياز وعسل وبعد از آن با سركه ونمك بشويند پس بمرهم اسود معالجه كنند وبستن باقلاى تازه كه در نيم كرده باشند بغايت جاذب زخم سگ وأمثال اوست وآرد باقلى با سركه به دستور مؤثر وجاويست وجهة زخم دندان انسان نيز مفيد است وشب محرق وبه دستور كندر با روغن زيتون وشراب جهة گزيدن انسان نافعست وهر گاه موضع زخم حيوانات ورم كند طلاى مرداسنگ رافع آنست موغالى نزد بعضي غير موش خرماست وگويند كوچكتر از ابن عرس وخاكسترى رنگ دو دندانش سه طبقه وبالاى يكديگر مىباشد وچون بر حيواني مسلط گردد بر خصبهء أو مى چسبد