دكتر عقيقى بخشايشي

1635

چهارده نور پاك ( فارسي )

نه زهرا كشته مىشد در جوانى * نه مىشد خسته از اين زندگانى نه از دست ستم مىخورد ، سيلى * نه رويش مىشد از بيداد ، نيلى نه بازويش كبود از تازيانه * نه دفن او شبانه ، مخفيانه نه تيغ كينه در دست جنون بود * نه محراب على ، رنگين زخون بود نه بر فرق على ( عليه السلام ) ، شمشير مىخورد * نه بر حلقوم اصغر ، تير مىخورد نه خون دل نصيب مجتبى بود * نه پرپر لاله‌ها در كربلا بود نه زينب بذر غم مىكاشت در دل * نه مىزد سر زغم بر چوب محمل بقيع ما ، نه غم افزاى جان بود * نه ويران و چنين بى سايه بان بود غدير خم اگر سايه فكن بود * " ولايت " ، اهرمى دشمن شكن بود صفوف ما جدا از هم نمى شد * شكوه و عزت ما كم نمى شد نه بذر فتنه مىپاشيد دشمن * نه " ما " تقسيم مىشد بر " تو " و " من " نه صدها بار مىمرديم هر روز * نه جام زهر مىخورديم هر روز از اول ، عشق را با غم سرشتند * كتاب شيعه را ، با خون نوشتند كنون ماييم ، و درد داغدارى * كنون ماييم ، و اشك و سوگوارى هنوز اشك عزا ، پيوسته جارى است * رواق چشممان ، آيينه كارى است غدير ما ، محرم دارد امروز * محرم ، بذر غم مىكارد امروز ولايت ، گنج عشقى در دل ماست * محبت هم ، سرشته با گل ماست شما آل رسول خاتم هستيد * كه با جود و كرم ، ميثاق بستيد دل و جان جهانى ، عاشق آباد * فداى نام شيرين شما باد كريمان با بدان هم ، بد نكردند * كسى را از در خود ، رد نكردند اگر ناقابليم و شرمساريم * به جز عشق شما ، چيزى نداريم شما در ظاهر و باطن اميريد * عنايت كرده ، دست ما ، بگيريد مدينة منوره ، غدير 1411 ( تير 1370 )