الحاج ميرزا أبي الفضل الطهراني

97

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي )

جاى ضعيف است ودر محلى غنى صرف ، ودر محل ديگر فقير بحت است ، لهذا بحسب اختلاف مراتب أو وتفاوت مدارجش به غنا وفقر وكمال ونقص وشدت وضعف وأصليت وظليت آثار أو نيز مختلف مىشود ، پس در كجا علم عين ذات وقوي وشديد وكامل بلكه غير متناهي الشدة است ، ودر جاى ديگر غايت ضعف ونهايت نقصان وتمام ظليت است ، اگر چه در هر دو جا علم باشد ، واز اين بيان معلوم مىشود كه كليه أشياء بهره اى از اين صفات ونمونه‌اى از اين معاني دارند ، وهيچ چيز نيست كه به قدر حظ خود از وجود وبه اندازه نصيب خويش از تحقق قسمتى از عوارض حقايق وجوديه نداشته باشد . اگر خواهى كه گردد بر تو آسان * وان من شئ را يگدم فرو خوان وكريمه " قالوا أنطقنا الله الذي انطق كل شئ " [ 21 فصلت 44 ] اشعار به اين معنى دارد ، وحكماى اشراق اگر چه اين قاعده را به اين عموم ذكر نكرده اند ولى طايفه‌اى از ايشان واز ديگران قايل شده‌اند به اينكه حيوانات مدرك كلياتند چنانچه در أفاعيل آنها از تدابير مگس عسل وهندسه أبابيل از ساختن خانه وساير عجايب افعال آنها معلوم هر عاقل - غير مسبوق الذهن بشبهه - مىشود ، بلكه در نباتات قائل به حظ ضعيفى از شعر شده اند ، چنانچه از انصراف وتوجه ريشهء درختى كه بر لب نهر كاشته باشند بسوى نهر واز ميل شاخ هاى أو به جانب آب واز ملاحظه حال درخت خرما كه به جائى رسيده كه بعضي ادعاء كرده اند در أو حالت عشق ديده اند ، واز التفات به حال درخت انگور كه بر ديوارى شاخه‌اى أو بالا رود چون تمام شود به جانب ديگر ديوار بر گردد ، واعجب از همه درخت كدو است كه شاخه‌هاى أو كه قريب به ديوار مىشود هنوز به ديوار نرسيده از آن جانب بر مىگردد ومتوجه طرف ديگر مىشود ، از جمله اينها معلوم مىشود كه في الجملة شعوري دارند ، واين قول مرضى حضرت أستاذ البشر وعقل حادي عشر خواجة