الحاج ميرزا أبي الفضل الطهراني

77

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي )

تست ؟ پس خداى تعالى ظل قائم را يعنى نور مكرم آن جناب را [ يا شبح مقدس مخلوق قبل از خلق أو را يا روح مكرم آن حضرت را بنابر اختلاف أقوال در اين باب ] بر پاى فرمود گفت " بهذا انتقم له من ظالميه " ( 1 ) به اين انتقام ميكشم براي أو از ظلم كنندگانش . ودر ( علل الشرايع ) از أبو حمزه ثمالى نقل شده كه به حضرت باقر ( ع ) عرض كردم مگر شما ها قائم به حق نيستيد ؟ فرمود : چرا ، گفتم بچه جهت قائم را قائم گفتند ؟ فرمود چون جدم حسين ( ع ) كشته شد ضجيج ملائكة به گريه وناله بلند شد ، وگفتند اى إله ما وسيد ما آيا واگذار ميكنى كسى را كه كشته است صفوه وپسر صفوه تو را وخيره وبرگزيده تو را از خلق تو ؟ پس خداى عز وجل وحى فرستاد بسوى ايشان كه بر جاى باشيد اى ملائكة من سوگند با عزت وجلال خودم كه هر آينه انتقام خواهم كشيد از ايشان اگر چه بعد از زمان طويلى باشد ، وپرده برداشت از روى أئمة از أولاد حسين ناگاه ديدند كه يكى از ايشان ايستاده ونماز مىكند فقال الله عز وجل بذلك القائم انتقم منهم ( 2 ) . تنبيه نافع در محل خود تقرير يافته كه وجود واحد تواند بود كه مصداق عناوين متعددة ومنشأ انتزاع مفاهيم مختلف باشد ، وهر چه اين وصف در وجود بيشتر باشد دلالت دارد بر كمال وجود وقوت تحقق ، وبرائت ساحت أو از اعدام وتنزه ذيل أو از ليسيات ، پس اگر ألقاب چيزى زياد باشد البتة دلالت بر شرف وفضل أو دارد واز اين جهت در قرآن كريم بر سبيل تمدح ومباهات مىفرمايد " له الأسماء

--> ( 1 ) بحار الأنوار 45 / 221 رقم 3 ط بيروت . ( 2 ) علل الشرايع ج 1 / 154 ، بحار الأنوار 45 / 221 ط طهران .