الحاج ميرزا أبي الفضل الطهراني

56

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي )

است در آية كريمه ، ودر اين مقام به تقريبي كه مىشنوى ولي اجماع مفسرين به هيچ وجه حجت نيست ، چه مرجع مفسرين مثل كلبى وسدى وحسن وعطاء وقتاده ومجاهد هستند كه طبقه أولى از أهل تفسيرند ، وتفسيرات آنها بعضي به حسب سليقه خودشان است كه از ممارست يافته‌اند . وبعضي به موجب هواي نفساني وتسويل شيطانى ، وپاره اى به ادعاى سماع از مشايخ خود مثل ابن عباس وابن مسعود وعكرمة وغير ايشان ، وبنابر أصول اماميه هيچ يك از اينها قولشان مرجع نيست اگر چه ابن عباس باشد ، علاوة بر اينكه نقل وسائط ثابت نيست ، وبر فرض نقل ، شرائط قبول در هيچ يك متحقق نيست ، بلكه متبع يا آنست كه از ظاهر لفظ مستأنس به لغت ومتمرن به فهم معاني درميابد چنانچه لازال طريقه علماى فريقين خلفا عن سلف مستقر بر استفاده مطالب رشيقه ومعاني دقيقه از آيات قرآني است ، وقرايح جامد نمانده وافهام وقوف نكرده اند به محض اينكه حسن يا قتادة چنين گفته‌اند ، وچنين فهميده اند ، ويا آنست كه از أئمة أهل بيت علهيم السلام كه قرآن در خانه ايشان نازد شده ومخاطب به اويند در تفسير أو به طريق معتمد رسيده ، بلكه أو هم راجع به أول است در محكمات چه اگر موافق ظاهر است فنعم الاتفاق ، والا محمول بر تأويل مخون وابداى بعض بطون خواهد شد . بلى در متشابهاتى كه ظاهري ندارند منحصر است مرجع به اخبار ، واگر گاهى به قول مفسرين استشهاد شود يا به جهت تأييد فهم مدعى است يا به جهت الزام بر خصوم ، والا به هيچ وجه در قول حسن وأمثال أو حجتي نيست . ويناسبه ما في ( الاحتجاج ) عن عبد الله بن سليمان قال : كنت عند أبى جعفر عليهما السلام فقال له رجل من أهل البصرة يقال له عثمان الأعمى ان الحسن البصري يزعم أن الذين يكتمون العلم توذى ربح يطونهم من يدخل النار فقال أبو جعفر فهلك إذا