الحاج ميرزا أبي الفضل الطهراني

410

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي )

كتب لغت نديدم ولى اين استعمال حجت است ، واز اين قبيل ألفاظ كه لغويين ذكر نكرده اند در فصيح لغت ومتن عربيت بسيار است كه نمىتوان احصا كرد ، وما مكرر اشاره كرده أيم كه ألفاظ أئمة عليهم السلام بر مشرب أدبا حجتند خصوصا صادقين عليهما السلام فصاعدا چه آنها در طبقه اشخاصى هستند كه احتجاج بأقوال ايشان مىشود مثل كميت ومعاصرينش ، ورواة اخبار ما كمتر از عبد الرحمن بن أخي الأصمعي واصمعى ناصبي وأبو عبيده خارجي لواطه كن نبوده اند ، پس مانع از استدلال واحتجاج ندارد جز عدم التفات بأصول لغت وتقليد لغويين بي بصيرت والله العاصم . قوله عليه السلام ( ومؤنة ) إلى آخره اشتقاق اين لفظ از ( مان ) است ووزن أو فعلولة است ولهذا جمع أو مؤن آمده مثل سفن ، واحتمال اشتقاق از ( آن ) تا وزن مفعوله شود مثل مقولة وجهي ندارد ( 1 ) . قوله عليه السلام ( واصرفني ) اين كلام مبنى بر آنست كه آدمي كه دعا مىكند وروى دلش را متوجه مقصود حقيقي كرده گويا سفري كرده ومسافتى طي كرده ، وانصراف وانقلابى براي أو لازم است ، وباين اعتبار تصريح شده در دعاى أبو حمزه كه فرموده ( وان الراحل إليك قريب المسافة ) وبه اين ملاحظه در اين دعا ودعاهاى ديگر كه در حال حضر

--> ( 1 ) دنباله اين بحث در نسخه‌هاى كتاب ( قوله ما أهمني همه ) آمده ، واين اشتباهى بوده كه از نساخ بوجود آمده وما أو را اصلاح كرديم و ( قوله واصرفني ) وشرح أو را جلو آورديم .