الحاج ميرزا أبي الفضل الطهراني
131
شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي )
وعز قدره - ولفظ علم موضوع براي آن قدر مشترك بين مراتب ثلث است ، وخصوصيات علل ومعلولات ولوازم وحدود از حاق موضوع له بيرون است . وهم چنين رحمت اسم مرتبه خاصه درجه مخصوصة است كه مستلزم فضل واحسان بر ديگران مىشود ، غاية الأمر اينكه در بشر اين عمل منبعث از صفت جسمانية است كه رقت قلب باشد ، واين معنى كلام بعض محققين است كه گفته " العوالم متطابقة فما وجد في الأدنى من الصفات الكمالية يوجد في الأعلى على وجه اشرف وارفع وابسط " . واختصاص كلام لغويين يا به جهت قصور علم وضيق صدر وعدم سعة دائره تعقل است ، چنانچه مترقب از أمثال ايشان است از حيث لغويت ايشان يا به جهت آنست كه از ذكر شئ به ذكر لوازم أو قناعت كردند ، چون بيش از اين لازم التعرض نبود يا بيش از اين نيافتهاند ، وما اختلاف أهل لغت را در معنى لفظ واحد يا كثرت معاني لفظ واحد را در كلام بعضي منزل بر اين كرده أيم ، وبه ملاحظه اين سر وبعض اسرار ديگر بابى واسع در فهم لغت واجتهاد در تعيين معاني ألفاظ مفتوح مىشود كه مخصوص به أرباب قرايح لطيفه وأذهان دقيقه از ممارسين متأمل در مجارى استعمالات ومطلعين بر أساليب لغت عرب است ، والله الموفق لكل خير . ودر اين مقام اشگالى ديگر است كه با عموم رحمت كه صريح عقل ونقل است ، و " وسعت رحمته كل شئ " از شواهد أو است طلب نيل رحمت چه معنى دارد ؟ وجواب آنست كه رحمت إلهية بر دو قسم است : يكى عام است وأو هر چه اسم شئ وموجود بر أو مطلق مىشود داخل در حيطه أو شده حتى عدم به اعتبار وجود ذهني كه مفهوم أو دارد ، واين رحمت است كه سبقت بر غضب دارد در جميع أشياء بلكه خود غضب هم مرحوم بوجود است .