الحاج ميرزا أبي الفضل الطهراني

97

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي )

وما در وجوه سابقه بيان ضعف اين وجه كه مبنى بر چند وجه از آنها است كه في الجملة قوتى إضافية دارند - كرده أيم ، وبا ظهور قوى لفظ در خلاف اينها وجهي براي احتياط باقي نمى ماند ، بلى آنچه بايد متعرض بشويم در اين وجه عدم اعتبار زيارة أمير المؤمنين عليه السلام است در تحقق اين عمل ، اگر چه منتهاى آنچه ممكن بود در تقريب أو آورديم ، وبيان أو چنان است كه : أولا روايت شيخ ظاهر است در اينكه اشاره به همان زيارة علقمة است كه صفوان نيز روايت كرده ، وثواب را براي همان عمل حكايت كرده كه زيارة سيد الشهداء عليه السلام باشد با دعاء وابدا اشعارى وايمائي در عبارت به اخذ زيارة أمير المؤمنين عليه السلام نيست چنانچه متن حديث را تماما نقل كرده أيم ، ومعلوم نيست كه صاحب ( مزار كبير ) ملتزم به نقل أصل لفظ بوده ، بلكه ظاهر اين است كه بر حسب فهم خود نقل كرده باشد ، چنانچه از غالب محدثين أحيانا اين معنى ديده شده ، واين معنى بر منصف متأمل اخبار در اين باب پوشيده نيست ، كه أصل در اين اخبار طريق شيخ وابن قولويه است . واز كلام سيد عليه الرحمة جز فتواى حدسيه چيزى بدست نمى آيد ، بلى به مقتضاى اخبار " من بلغ " اگر شامل فتواى فقيه باشد عمل كردن به اين احتياط ضررى ندارد ، ولى كلام در مقتضاى أدله اجتهاديه است هر چند اين وجه مبنى بر احتياط است ، ولى غرض اين بنده دفع توهم مدخليت واقعيه است ، والا همان ظاهر روايت ( مزار كبير ) در باب احتياط فوق الكفاية است . وثانيا زيارة عاشوراء عبارت از همان مروى علقمة است ، بر فرض كه در ذيل روايت صفوان اعتبار هر دو عمل كرده باشد ، بوجه من الوجوه در روايت علقمة مدخليت نخواهد داشت ، بلكه اين دو دو عمل متعدد مىشوند ، اگر چه