الحاج ميرزا أبي الفضل الطهراني
92
شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي )
ضعف اين هم از آنچه تا به حال مذكور شد روشن وواضح گشت . واين محتملات جمله غير از وجه أول در ( بحار ) مذكور است ، بلى مى شود وجه أول را مشمول وجه سادس در كلام أو قرار داد كه سابع در كلام ما بود ، چه فرموده : " السادس أن تكون الصلاة متصلة بالسجود " ومراد از اتصال مى شود وقوع قبل از نماز باشد ، ومى شود وقوع بعد از نماز باشد ، وبنابراين أعم از وجه أول ووجه هفتم است ، ولى تقريبي بغايت غريب از اين قول كرده چه فرموده : " وهذا أظهر لمناسبة السجود للصلاة " وبه هيچ وجه به اين وجه نه اثبات حكم شرعي مىتوان كرد ونه استظهار از لفظ ، چنانچه بر أهل نظر وانس به استدلال چندان واضح است كه محتاج به تنبيه نيست . وجه هشتم : آنكه محدث فاضل شيخ إبراهيم كفعمى رحمه الله در كتاب ( الجنة الواقية ) آورده ، ومحصل أو آن است كه أولا بر بأمي برآيد يا به صحرائى در آيد وسلامي كند وقاتلان را به مبالغه نفرين ولعنت نمايد ، آنگاه دو ركعت نماز كند ومشغول ندبه ونوحه شود ، ودر خانه بزم عزا بيارآيد ، واقامه مصيبت كند ، ودعاى تعزيت كه " أعظم الله أجورنا . . . إلى آخر " است با يكديگر بگويند ، آنگاه شروع به تكبير كند ، وعدد به صد برساند ، ومتوجه قبر مقدس شده زيارة را با دعاى سجده به جاى آورد ودو ركعت نماز كند ، ودعاى صفوان را بخواند . ووجه اين احتمال - كه فتح الباب اشتباه وتشكيك در فهم ألفاظ صريحه وامارات ظاهره روايت است ، چه ظاهر آن است كه قبل از كفعمى كسى از علماء از ظاهر خبر عدول نكرده ، چنانچه بعض مهره مطلعين نيز شهادت به اين