دكتر عقيقى بخشايشي
1279
چهارده نور پاك ( فارسي )
نيز از محمد بن سنان نقل شده است ( 1 ) كه : به ابى الحسن على بن موسى الرضا ( عليه السلام ) در ايام خلافت هارون عرض كردم : شما امر خلافت و امامت خود را آشكار ساخته به جاى پدر نشسته ايد ، در حالى كه هنوز از شمشير هارون خون مىچكد ! ! فرمود : مرا گفتار پيامبر اكرم ( صلى الله عليه وآله ) نيرو و جرأت مى بخشد كه فرمود : اگر ابوجهل توانست مويى از سر من كم كند بدانيد من پيامبر نيستم ، و من به شما مى گويم : اگر هارون مويى از سر من گرفت بدانيد من امام نيستم ! ! ( 2 ) عهد امين و مأمون ، هارون در زمان خلافت خود ، " محمد امين " متولد از زبيده را وليعهد خود قرار داد و از مردم ، براى او بيعت گرفت و " عبد الله المأمون " را نيز ( كه از مادرى ايرانى تولد يافته بود ) وليعهد دوم قرار داد . در سال 193 هجرى به هارون گزارش رسيد كه انقلاب و شورشى در شهرهاى خراسان بالا گرفته است و فرماندهان ارتش ، با همهء بى رحمى و درندگى كه از خود نشان مى دهند ، از خاموش ساختن فرياد انقلاب عاجز مانده اند . هارون پس از مشاوره با وزيران و مشاوران خود ، صلاح ديد كه شخصا به آن سامان سفر كند و قدرت خلافت را يك جا براى سركوب انقلابها و نهضتهاى خراسانيان به كار
--> 1 . كلينى ، الروضة من الكافى ، ط 4 ، تهران ، دارالكتب الإسلامية ، 1362 ه . ش ، ص 257 - محقق ، سيد على ، زندگانى پيشواى هشتم ، امام على بن موسى الرضا ( ع ) ، قم ، انتشارات نسل جوان ، ص 52 - 59 ، مجلسى ، همان كتاب ، ج 49 ، ص 115 . 2 . امام بعدها در خراسان از موقعيت و محبوبيت خود در اين دوران در مدينه با خرسندى ياد مى كرد ، چنان كه روزى به مأمون كه به مناسبت وليعهدى انتظاراتى از حضرت داشت ، فرمود : " . . . اين امر ( وليعهدى ) هرگز امتيازى برايم نيفزوده است . من در مدينه كه بودم ، دستخطم در شرق و غرب اجرا مى شد . در آن موقع استر خود را سوار مى شدم و آرام در كوچههاى مدينه راه مىپيمودم و در مدينه كسى از من عزيزتر و محترمتر نبود . . . " ( مجلسى ، بحار الانوار ، تهران ، المكتبة الإسلامية ، 1385 ه . ق ، ج 49 ، ص 155 - كلينى ، الروضة من الكافى ، ص 151 - نيز ر . ك به : صدوق ، عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 167 .