حسين بن حسن خوارزمي

545

شرح فصوص الحكم

خويشاند ، و به واسطه افراد در خطاب « عبادك « 139 » » محقّق عبادات ايشان همه حق راست بىشريك . و مراد از عذاب إذلال است ، و از ايشان ذليلتر نيست از آن كه عباداند ، و ذوات ايشان اقتضاء مىكند كه ايشان اذلاءاند ، لا جرم ايشان را به عذاب ذليل مگردان كه ايشان خود به غايت ذلَّت موسوماند « وَإِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ » « 140 » . و اگر ايشان را ستر كنى از ايقاع عذابى كه مستحق آن گشته‌اند به سبب مخالفت ، يعنى اگر پوشش رحمت بر ايشان مبذول دارى و منع از عذاب كنى ، « فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ » أي المنيع الحمى . يعنى : تو عزيزى و منيع الحمى ، هر چه در كنف حمايت تست ، منع مىكنى از آن كه سلطان قهر بر وى مسلط گردد . بر اين تقدير « 141 » « منيع » به معنى مانع باشد و « حمى » ممنوع بود . و مىشايد كه « منيع » به معنى ممنوع باشد . يعنى ممنوع است حماى تو از آن كه غيرى را در وى وجود باشد . و حماى او عبارت است از احديت ذاتش كه جميع أشياء در وى فانى و متلاشى است ، يا حماى او عين عبد باشد كه از تصرّف غيرش نگاه مىدارد . و هذا الاسم إذا أعطاه الحق لمن أعطاه من عباده تسمى الحق بالمعز ، و المعطى له هذا الاسم بالعزيز . فيكون منيع الحمى عما يريد به المنتقم و المعذب من الانتقام و العذاب . و اين اسم را خداى از بندگان خود به هر كه إعطاء دهد ، و آن بنده را عزيز گرداند ، حق را [ 224 - ر ] « معز » خوانند ، و آن بنده را عزيز گويند ، از براى آن كه مظهر عزّت است . پس حق مانع حماى خود باشد كه آن عين عبد است و عزيز كردهء حق از انتقام و عذاب منتقم و معذب . و جاء بالفصل و العماد أيضا تأكيدا للبيان و لتكون الآية على مساق واحد في قوله « إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ » و قوله « كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ » . فجاء أيضا « فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ » . فكان سؤالا من النبي عليه السّلام و إلحاحا منه على ربه في ) *

--> « 139 » س 5 ى 118 . « 140 » س 5 ى 118 . « 141 » قا : بر تقدير .