حسين بن حسن خوارزمي
544
شرح فصوص الحكم
ميل خلق جمله عالم تا ابد گر شناسندت وگر نى سوى تست چون ترا چون دوست نتوان داشتن دوستى ديگران بر بوى تست غيرت او اقتضاى آن كرد كه هيچ « 138 » احدى غير او را دوست ندارد ، لا جرم همهء أشياء را آيينهء جلوه جمال ساخت تا به هر چه روى آرند ، و هر چه را دوست دارند ، او را دوست داشته باشند ، و اگر چه ندانند . و بعضى كه از اين تنبيه و رمز برخوردار شوند ، و از خواب غفلت بيدار گردند ، در هر آيينه طلب ديدار كنند ، و از بوى هر گلى ياد گلزار كنند ، و از سر شوق به لسان ذوق در مخاطبهء دوست گويند . بيت : الا اى كعبهء دولت مرا خاك سر كويت ندارد جان من قبله بجز محراب ابرويت اگر در روى مه رويى به مهر دل نظر كردم نكردم جز بدان وجهى كه هست آيينهء رويت ز عشق روى گل بلبل نكردى ناله و غلغل اگر اندر نهاد گل نديدى نگهت بويت دلم وقت گل و سنبل هوادار صبا زان شد كه تا يابد از او هر دم نسيم سنبل مويت به صورت گه گه ار رويى بسوى غيرت آوردم ز غيرت رخ متاب از من كه دارم روى دل سويت و اطلاق عبادت دلالت مىكند بر ذلَّت بندگى كننده ، و هيچ ذلَّتى اعظم از ذلَّت عبيد نيست . لأنهم لا تصرف لهم في أنفسهم . فهم به حكم ما يريده بهم سيدهم و لا شريك له فيهم فإنه قال « عبادك » فأفرد . و المراد بالعذاب إذ لا لهم و لا أذل منهم لكونهم عبادا . فذواتهم تقتضي أنهم أذلاء ، فلا تذلهم فإنك لا تذلهم بأدون مما هم فيه من كونهم عبيدا . « وَإِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ » أي تسترهم عن إيقاع العذاب الذي يستحقونه بمخالفتهم أي تجعل لهم غفرا يسترهم عن ذلك و يمنعهم منه . از آن كه عبيد را تصرّف نيست در انفس خويش ، بلكه محكوم حكم و ارادهء سيد
--> « 138 » قا : كرد هيچ .