حسين بن حسن خوارزمي

523

شرح فصوص الحكم

ثم إن هذا الشخص الإنساني عجن طينته بيديه و هما متقابلتان و إن كانت كلتا يديه يمينا فلا خفاء بما بينهما من الفرقان ، و لو لم يكن إلا كونهما اثنين أعنى يدين . چون تخمير طينت انسانى به موجب قول ربّانى كه « خمرت طينة آدم بيدي أربعين صباحا » به يدين بود كه عبارت است از صفات جماليه و جلاليه ، لا جرم تقابل در يدين نيز متحقّق است ، چنان كه در طبيعت و اسماء الهيه بيان تقابل كرده شد . و آن چه در احاديث آمده است كه « كلتا يديه يمين » « 86 » إيماء است بدين معنى كه غضب و قهر حق نيز مشتمل است بر يمن و بركت ، و رحمانى است و موصل به كمال ، و متساوى در قدرت و قوت . و تأثير و فرقان در يدين به اقتضاى هر يكى است از اين دو صفتى را كه مقابل مقتضاى ديگرى است . و اقل مراتب فرقان بينهما مغايرت تعيّن هر يكى است مر ديگرى را . و بدين اعتبار صيغه تثنيه كه « يدين » است ، اطلاق كرده شد . لأنه لا يؤثر في الطبيعة إلا ما يناسبها و هي متقابلة . فجاء باليدين . يعنى : از اين جهت كه تأثير نمىكند در طبيعت ، مگر آن چه با او مناسبت داشته باشد ، ذكر « يدين » كرد تا تنبيه باشد بر آن كه مناسبت در ميان علَّت و معلولش ثابت است . پس اگر معلول از روى قابليت مقتضى تقابل باشد ، علت نيز از روى فاعليت تقابل را مقتضى است ، لا جرم چنان كه در فاعل جمال و جلال و قهر و لطف و غضب و رضا متقابلند در قابل نيز ، كه طبيعت است حرارت و برودت و رطوبت و يبوست ، تقابل متحقّق است . و لما أوجده باليدين سماه بشرا للمباشرة اللائقة بذلك الجناب باليدين المضافتين إليه . يعنى : چون ايجاد شخص انسانى به يدين بود ، او را تسميه كرد به بشر ، آن جا كه گفت : « إِنِّي خالِقٌ بَشَراً من طِينٍ » « 87 » . و اين تسميه از براى مباشرت حق است به يدين در خلق او ، كما يقال : « يسمّى الخمر خمرا لتخميره للعقل » . و چون وهم آن بود كه محجوب از يدين عضو خاص تصور كند و از مباشرت ،

--> « 86 » پا : من . « 87 » س 38 ى 71 .