حسين بن حسن خوارزمي

524

شرح فصوص الحكم

مباشرت « 88 » حسيّه فرمود به مباشرتى كه لايق جناب قدس باشد به يدين ، كه اضافتش بدان حضرت مقدّسه ممكن بود ، لا جرم مراد از يدين صفت [ 215 - ر ] جمال و جلال است . و مراد از مباشرت لائقه بر آن جناب اقتضاى عنايت ذاتيه و مشيّت اصليه و محبّت ازليهء اوست اظهار موجودى را كه جامع باشد صفات متقابله را ، و محلَّى بود لآلى سلطنت اسماء متعاليه را ، چنان كه در صدر كتاب اشارت بدان لاحق شد . و جعل ذلك من عنايته بهذا النوع الإنساني فقال لمن أبى عن السجود له « ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ » على من هو مثلك - يعنى عنصريا - * ( أَمْ كُنْتَ من الْعالِينَ » عن العنصر و لست كذلك . و يعنى بالعالين من علا بذاته عن أن يكون في نشأته النورية عنصريا و إن كان طبيعيا . و حضرت سبحانى مباشرت باليدين را در خلقت شخص انسانى « 89 » از كمال عنايت معدود داشته ، آن را ربقهء انقياد از رقبهء عناد بيرون آورد و سر به سجده ننهاد . « ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ » « 90 » ، خويش را بزرگتر پنداشتى از آن كه مثل تست در عنصريت ، يا تو از آنهايى كه از عنصر عالىتراند ، و اين چنين نيست كه تو از عالين باشى كه نشأت نوريهء تو عنصريه نباشد ، بلكه طبيعى صرف بود . و مراد از « عالين » ملايكه مهيمونند كه در انوار جمال ذات حيراناند ، و چهره از تجليّات جماليه بر افروخته‌اند ، و وجه خلقيت خويش در سبحات وجه حق سوخته ، و ايشان كرّوبياناند و ملايكه مقرّبين ، كه جبرئيل و ميكائيل نيز داخل در طبقهء ايشانند . فما فضل الإنسان غيره من الأنواع العنصرية إلا بكونه بشرا من طين ، فهو أفضل نوع من كل ما خلق من العناصر من غير مباشرة . يعنى : فضل نيافت انسان بر غير خود از موجودات ، مگر به آن كه حق در خلق او مباشرت به يدين كرده است ، تا جمع كند در وى صفات متقابله را ، و مباشرت غير او به يد واحدة كرده بىواسطه ، چون صف اوّل ، يا به واسطه ، چون صفوفى كه بعد از اوست .

--> « 88 » پا : « مباشرت » نبود . « 89 » پا : در خلقت انسانى . « 90 » س 38 ى 75 .