حسين بن حسن خوارزمي
496
شرح فصوص الحكم
القائم به ذلك الروح . فسمى الناسوت روحا بما قام به . پس اين قدر حيات ساريه در أشياء مسمّى گشت به لاهوت ، از آن كه حيات صفت الهيه است . و « حى » اسمى است از اسماء « 17 » او ، بلكه امام ائمهء سبعه است . و « ناسوت » محلى است كه اين روح به دو قائم است ، و آن محل بدن است ، و بدن را كه ناسوت است ، گاه تسميه مىكند به روح ، به سبب قيام روح به دو على طريق المجاز . و مراد از روح اينجا روح منطبعه باشد در بدن ، نه روح مجرّده . و اين معنى بر آن تقدير است كه « باء » را از براى سببيّت داريم . و اگر « باء » به معنى « مع » بود كه بدن با آن چه به دو قائم است از روح ، مسمّى مىگردد به روح . و از براى اين حضرت الهى عيسى را روح خواند كه « وَرُوحٌ مِنْه » « 18 » . فلما تمثل الروح الأمين الذي هو جبريل لمريم عليهما السّلام بشرا سويّا تخيلت أنه بشر يريد مواقعتها ، فاستعاذت باللَّه منه استعاذة بجمعية منها ليخلصها الله منه لما تعلم أن ذلك مما لا يجوز . فحصل لها حضور تام مع الله و هو الروح المعنوي . ) * [ 203 - پ ] يعنى : چون روح الأمين - كه جبرئيل است - متمثّل شد بر مريم - عليهما السّلام - به صورت بشر تام الخلقة ، مريم پنداشت كه بشرى است از تقوى و ديانت دور ، و از ساحت صيانت مهجور ، لا جرم به جميع همم و قواى روحانيه پناه به خداى گرفت . قال الله تعالى : * ( فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا . قالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمنِ مِنْكَ إِنْ كُنْتَ تَقِيًّا ) * « 19 » . و اين استعاذه به جمعيت تامه از براى آن بود تا حق - سبحانه و تعالى - او را از امر محظور نگاه دارد . پس حضور تامى او را با حق دست داد كه آن روح معنوى [ بود ] . و لهذا حضور را در نماز به مثابهء روح دارند ، و نماز را بى حضور چون بدن بى روح شمارند . فلو نفخ فيها في ذلك الوقت على هذه الحالة لخرج عيسى لا يطيقه أحد لشكاسة ) *
--> « 17 » پا : وحى از اسماء . « 18 » س 4 ى 171 . « 19 » س 19 ى 17 و 18 .