حسين بن حسن خوارزمي

483

شرح فصوص الحكم

و چون حديث قدسي كه « لا يزال العبد يتقرّب إليّ بالنوافل » الى آخره ، و چون احاديث ديگر كه اثبات مقامات مىكند و اظهار احوال آخرت و تبيين درجات مىنمايد ، و غير اين از آن چه تعلَّق دارد به كشف حقايق و اسرار الهيه ، آن كلام از مقام عرفان و ولايت اوست نه از مقام نبوت و رسالت او . و لهذا ، مقامه من حيث هو عالم أتم و أكمل من حيث هو رسول أو ذو تشريع و شرع . يعنى : از براى آن كه ولايت غير منقطعه است و نبوت و رسالت منقطعه ، مقام نبى ، از آن روى كه عالم باللَّه است و اسماء و صفات او و ولى است كه افناى عبوديت [ 198 - ر ] خويش در ربوبيت حق كرده است ، اتمّ و اكمل است از مقام نبوت و رسالتش ، از آن كه ولايت جهت حقانيه ، و آن ابدى است ، و نبوت جهت خلقيه است و آن منقطع است و غير سرمدى . فإذا سمعت أحدا من أهل الله يقول أو ينقل إليك عنه أنه قال الولاية أعلى من النبوة ، فليس يريد ذلك القائل إلا ما ذكرناه . پس اگر بشنوى كه يكى از اهل الله مىگويد كه ولايت « 44 » اعلى است از نبوت ، مراد اين قايل آنست كه ما ذكر كرديم كه ولايت نبى اعلى است از نبوتش ، نه آن كه ولايت ولى اعلى باشد از نبوت نبى . و اين چنان است كه اگر يك كس عالم باشد و تاجر و خياط ، از روى عالمى ، مرتبهء او اعلى است از رتبهء تاجرى و خياطى ، و از روى تاجرى اعلى از رتبهء خياطى . أو يقول إن الولى فوق النبي و الرسول ، فإنه يعنى بذلك في شخص واحد : و هو أن الرسول عليه السّلام - من حيث هو ولى - أتم من حيث هو نبى رسول ، لا أن الولى التابع له أعلى منه ، فإن التابع لا يدرك المتبوع أبدا فيما هو تابع له فيه ، إذ لو أدركه لم يكن تابعا [ له ] فافهم . يعنى : اگر استماع كنى « 45 » كه يكى از اهل الله مىگويد كه ولى بالاتر از نبى و رسول است از روى رتبه ، مرادش آنست كه رسول از آن روى كه ولى است اتمّ است از او ، از آن روى كه نبى و رسول است ، نه آن كه ولى كه تابع رسول است اعلى باشد از رسول ، هيچ تابع ما دام كه تابع است ادراك درجهء متبوع خود نمىكند بالذوق و الوجدان ، و إلا تابع نباشد بلكه مثل او باشد در رتبه . آن چه تقرير كرده شد توضيح كلام

--> « 44 » پا : پس هنگامى كه بشنوى از يكى از اولياء اللَّه كه منصب ولايت . « 45 » پا : يا اگر بشنوى .