حسين بن حسن خوارزمي
793
شرح فصوص الحكم
و كان كاملا . و كامل بودى از براى مشاهدهء او حق را ، هم در نفس خود و هم در محبوب خويش . بيت : هر كه از عشق حقيقى بوى برد عاشق و معشوق را داند كه كيست و كما نزلت المرأة عن درجة الرجل بقوله « وَلِلرِّجالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ » نزل المخلوق على الصورة عن درجة من أنشأه على صورته مع كونه على صورته . يعنى : همچنان كه مرتبهء مرأه نازل است از درجهء رجل ، چنان كه حق تعالى خبر مىدهد كه « وَلِلرِّجالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ ) * « 35 » » [ مرتبهء ] رجل نيز نازل است از درجهء حق ، با آن كه مخلوق بر صورت اوست . فبتلك الدرجة التي تميز بها عنه ، بها كان غنيا عن العالمين و فاعلا أوّلا ، فإن الصورة فاعل ثان . پس اين درجه كه متميّز است حق بدان از رجل ، به اين درجه حق غنى است از عالمين ، و فاعل است اوّلا ، چه صورت نوعيه كه حقيقت [ 331 - پ ] انسانيهء مخلوقه است بر صورت حق فاعل ثانى است . اما فاعل بودن او از براى آنست كه خليفه است در عالم و متصرّف در اعيانش . و اما وقوع فعل او در دوم مرتبه از براى آن كه فعل او بر سبيل تبعيت و خلافت است نه بر طريق اوّليّت و اصالت . فما له الأولية التي للحق . فتميزت الأعيان بالمراتب : فأعطى كل ذى حق حقه كلّ عارف ) * . يعنى : نيست ايشان را اوليّت حقيقيه كه حق راست ، چه اوليّت حق غير اوليّت اعيان است . پس متميّز شد اعيان كونيه از حق - سبحانه و تعالى - به مراتبى كه بدان متّصفند در أزل ، و بعضى نيز از بعضى متميّز گشت به مرتبه كه مخصوص اوست از عين اين مراتب چه هر يكى را از اعيان مرتبهء معيّنه اى هست و حد مخصوص و استعداد مناسب كه حق - سبحانه و تعالى - افاضه كرده است او را به فيض اقدس ، كما قال تعالى : * ( أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَه ثُمَّ هَدى ) * « 36 » » . پس هر كه عارف
--> « 35 » س 2 ى 228 . « 36 » س 20 ى 50 .