حسين بن حسن خوارزمي

791

شرح فصوص الحكم

كه آن نكاح است در عالم صور عنصريه ، و همت است در عالم أرواح نوريه ، و ترتيب مقدّمات در معانى از براى انتاج هر يك نكاح فرديت اولى است در هر وجهى از اين وجوه . و شرح اين مقال آنست كه اوّل نكاحات اجتماع آسمانى است ايجاد عالم أرواح و صورش را در نفس رحمانى كه آن صور مسمّى است به طبيعت كليّه . بعد از آن اجتماع أرواح نوريه از براى ايجاد عالم أجسام طبيعيهء عنصريه . [ 330 - پ ] بعد از آن اجتماعات آخر كه منتجند مولَّدات ثلاث و لواحقش را . و از براى آن كه اجتماعات اسمائيه و اجتماعات أرواح نوريه و اجتماعات معانى منتجه مر نتايج معنويه را در براهين داخل نيستند در زمان ، هر يكى را از قبل نكاح فرديّت اولى داشت كه ذات احديت و اسماء الهيه و طبيعت كليّه است در مرتبهء وجوديه . و اجتماعات آخر كه سبب مواليد است ، آن را نكاحات ثانيه و ثالثه است ، تا منتهى شود به نكاح رابع كه آن آخر نكاحات كليّه است . و چون تأثير أرواح نوريه به توجه و همّت است ، و تأثير مقدّمات به ترتيب خاص ، شيخ فرمود : همّت در عالم أرواح و ترتيب مقدّمات در معانى همه « 32 » از تفاريع نكاح اوّلاند و داخل در وى بر وجهى از اين وجوه ثلاثة ، كه نكاح در صور عنصريه است و همت در عالم أرواح و ترتيب مقدّمات در عالم معانى . فمن أحب النساء على هذا الحد فهو حب الهى ، و من أحبهن على جهة الشهوة الطبيعية خاصة نقصه علم هذه الشهوة ، فكان صورة بلا روح عنده ، و إن كانت تلك الصورة في نفس الأمر ذات روح و لكنها غير مشهودة ) * پس هر كه نساء « 33 » را بدين حد دوست دارد ، أعنى علمش به حقيقت محبوب شامل باشد ، و اصل انوار او را بشناسد كه از كجاست ، حبّ او حبّ الهى باشد ، و هر كه ايشان را خاصه به جهت شهوت طبيعيه دوست دارد علم او به حقيقت اين ناقص باشد و محبت و شهوت نزد او صورت بى جان بود . و اگر چه در نفس امر اين صورت ذات روح است اما غير معلومه باشد . لمن جاء لامرأته - أو لأنثى حيث كانت - لمجرد الالتذاذ ، و لكن لا يدرى لمن . فجهل من نفسه ما يجهل الغير منه ما لم يسمّه هو بلسانه حتى يعلم .

--> « 32 » قا : و + همه . « 33 » پا : انسان .