حسين بن حسن خوارزمي
775
شرح فصوص الحكم
- عليه السّلام - [ كه ] اكمل موجود است در نوع انسانى ، چه انبياء - صلوات الله عليهم و سلامه - اكمل اين نوعاند . و هر يكى از انبياء مظهر اسمى است كلى ، و جميع كليّات داخل در تحت اسمى الهى كه رسول - عليه السّلام - مظهر اوست . پس او - صلَّى الله عليه و سلَّم - اكمل افراد اين نوع باشد . و به واسطه اين اكمليّت امر وجود به دو بدايت كرده شد به ايجاد روحش اوّلا ، و امر رسالت به دو ختم كرده آمد آخرا ، بل اوست ظاهر به صورت آدميه در مبدئيت ، و هم اوست ظاهر به صورت خاتميت مر اين نوع را . و أول الأفراد الثلاثة ، و ما زاد على هذه الأولية من الأفراد فإنها عنها . و اوّل افراد در اعداد ثلاثة است ، چه واحد عدد نيست ، بدان تعريف كه عدد را نصف حاشيتين « 2 » گفتهاند . و آن چه زيادة شود بر اين فرديت اولى كه ثلاثة است از افراد هم از اين ثلاثة است . و اين ثلاثة مشار إليها در وجود ذات احديت است و مرتبهء الهيه و حقيقت روحانيه محمديّه كه مسمّى است به عقل اوّل . و هر چه بر اين [ 323 - پ ] زايد شود ، صادر باشد از او ، چنان كه نزد ارباب نظر نيز مقرّر است كه اوّل آن چه به وجود آمد عقل اوّل است . فكان عليه السّلام أدلّ دليل على ربه ، فإنه أوتى جوامع الكلم التي هي مسمّيات أسماء آدم . يعنى : چون روح محمدى اكمل اين نوع است ، لا جرم اوّل دليل باشد بر رب خود ، از براى آن كه رب جز به مربوب خويش ظاهر نمىشود و جز به مظهر خود مبيّن نمىگردد ، و جميع كمالات ظاهر نمىشود مگر به وجود او ، چه جوامع كلم كه امّهات حقايق الهيه و كونيه جامعه مر جزئيّات راست كه مراد به مسمّيات اسماء آدم اوست ، به دو دادهاند . پس او - صلَّى الله عليه و سلَّم - اوّل دليل است بر اسم اعظم الهى . فأشبه الدليل في تثليثه . يعنى : مشابه شد مر دليل از روى اشتمال بر تثليث ، كه آن اصغر است و أكبر و حد اوسط . و الدليل دليل لنفسه .
--> « 2 » حيثيتين .