حسين بن حسن خوارزمي

767

شرح فصوص الحكم

به قذف بسوى ساحل ، تا ظاهر شود به صورت معهوده كه ميت راست . لأنه لو غاب بصورته ربما قال قومه احتجب . فظهر بالصورة المعهودة ميتا ليعلم أنه هو . فقد عمته النجاة حسّا و معنى . چه اگر [ 320 - ر ] غايب شدى به صورتش ، شايد كه قومش گفتندى از ديده ها محتجب گشت . و عقيدهء ايشان به ربوبيتش قوى شدى ، و ليكن حق - سبحانه و تعالى - اظهار كرد تا آيتى باشد امتى را كه بعد از او آيند و هيچ احدى دعوى ربوبيت نكند . پس ظاهر شد به صورت معهوده اش مرده ، تا دانند كه اوست . پس نجات در حق او عموم يافت از روى حس بدن او را ، و از روى معنى روح او را . و من حقّت عليه كلمة العذاب الأخروى لا يؤمن و لو جاءته كل آية . و هر كه كلمهء عذاب اخراوى [ را ] سزاوار شده باشد اگر مشاهده همهء آيات كند ، ايمان نمىآورد چون ابو جهل و اضراب او ، چه منقول است كه ابو جهل در حالت قتل قاتل خود را گفت : صاحب را بگوى - يعنى محمد را صلَّى الله عليه و سلَّم - كه من در اين حال نيز از مخالفت او پشيمان نيستم . حتى يروا العذاب الأليم ، أي يذوقوا العذاب الأخروى . تا عذاب اليم را بينند . يعنى عذاب اخراوى را بچشند نزد موت طبيعى . فخرج فرعون من هذا الصنف . هذا هو الظاهر الذي ورد به القرآن . ثم إنّا نقول بعد ذلك : و الأمر فيه إلى الله ، لما استقر في نفوس عامة الخلق من شقائه ، و ما لهم نص في ذلك يستندون إليه . و أما آله فلهم حكم آخر ليس هذا موضعه . پس خارج شد فرعون از اين صنف . اينست ظاهرى كه قرآن بدان وارد شده است . و ما مىگوئيم در كار او كه حكم ، حضرت الهى راست چون در نفوس عامه خلق شفاى او در آخرت استقرار يافته است ، اما نص ندارند كه آن را سند خويش سازند به مجرد انكار اين كلام اكتفا مىكنند . بارى حكم فرعون اينست كه بتقديم رسيد اما حكم آل او ديگر است ، و اين مقام موضع بيان او نيست . ثم لتعلم أنه ما يقبض الله أحدا إلا و هو مؤمن أي مصدّق بما جاءت به الأخبار الإلهية : و أعنى من المحتضرين ) * بعد از آن ببايد دانست كه حق - سبحانه و تعالى - روح هيچ احدى را از محتضرين قبض نمىكند مگر كه آن در آن حالت تصديق مىكند اخبار الهيه [ را ] ،