حسين بن حسن خوارزمي
765
شرح فصوص الحكم
عبارت است از اعيان موجودات . پس منسوب مىشود به اعيان قدم از حيثيت ثبوتش ، و نسبت كرده مىشود به دو حدوث از حيثيت وجود و ظهورش ، چنان كه مىگويى : امروز نزد ما انسانى يا مهمانى حادث شد . و لازم نمىآيد كه پيش از اين حدوث او را وجود نباشد . و لهذا حضرت حق - سبحانه و تعالى - مىگويد در كلام عزيز خود ، أعنى در اتيانش با وجود قدم « 115 » كلامش كه « هيچ ذكر محدثى از حضرت حق به ايشان نمىآيد مگر كه ايشان مىشنوند به گوش ، اما حال آنست كه به واسطه فريفته شدن به لعب - كه دنيا است - عمل به مقتضاى آن ذكر نمىكنند » . و در آيت ديگر مىفرمايد : * ( وَما يَأْتِيهِمْ من ذِكْرٍ من الرَّحْمنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كانُوا عَنْه مُعْرِضِينَ ) * « 116 » . يعنى : ذكر محدثى كه از رحمان مىآيد ايشان از آن اعراض مىنمايند ، لا جرم حدوث در اتيان اوست نه در وجودش ، و از رحمان غير رحمت نمىآيد . پس هر كه اعراض از رحمت كند ، استقبال عذاب كرده باشد كه عدم رحمت است . اين مواضع احتياج به شرح ندارد ، از آن جهت اكتفا به ترجمه كرديم . و أما قوله « فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إِيمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا سُنَّتَ الله الَّتِي قَدْ خَلَتْ في عِبادِه » إلا قوم يونس ، فلم يدل ذلك على أنه لا ينفعهم في الآخرة لقوله في الاستثناء * ( إِلَّا قَوْمَ يُونُسَ ) * . چون شيخ - قدّس الله سرّه - از بيان حكم عاليه و اسرار متعاليه كه در ضمن كرائم آيات كه در شأن موسى - عليه السّلام - نازل شده مندرج بود ، فارغ شد شروع كرد « 117 » به بيان آن كه مثل اين ايمان ، أعنى ايمان فرعون و غير او كه در حالت يأس آوردهاند بى آن كه در غرغره افتد ، و بى آن كه عذاب آخرت و بأس آن را مشاهده كند نافع است در آخرت ، اگر چه در دنيا نافع نيست . و مىگويد كه قول حق - سبحانه و تعالى - در حق اين طايفه كه فرمود كه : « ايمان ايشان نافع نشد » ، دلالت نمىكند بر اينكه نافع نيست ايشان را در آخرت ، چه معنى آيت اينست كه : ايمان ايشان دافع نشد عذابى را كه بر ايشان در دنيا فرود آورديم .
--> « 115 » قا : و + قدم . « 116 » س 26 ى 5 . « 117 » قا : « كرد » نبود .