حسين بن حسن خوارزمي

479

شرح فصوص الحكم

بحسب استعدادك فتنظر في هذا الأمر الذي طلبت ، فإذا لم تره تعلم أنه ليس عندك الاستعداد الذي تطلبه و أن ذلك من خصائص الذات الإلهية ، و قد علمت أن الله أعطى كل شيء خلقه : و لم يعطك هذا الاستعداد الخاص ، فما هو خلقك ، و لو كان خلقك لأعطاكه الحق الذي أخبر أنه « أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَه » . فتكون أنت الذي تنتهي عن مثل هذا السؤال من نفسك ، لا تحتاج فيه إلى نهى الهى . و هذه عناية من الله بالعزير عليه السلام علم ذلك من علمه و جهله من جهله . اما آن چه روايت كرديم از خبر كه اگر منتهى نشوى ، نام ترا از ديوان نبوت محو كنيم ، ظاهرش وعيد است و باطنش وعد . و معنيش آنست كه از تو طريق خبر را كه نبوت مبنى از آنست ، رفع كنيم و أبواب تجلى بر روى جانت بگشاييم ، و به جاى اخبار و وحى طريق كشف و عيان عطا دهيم . و چون هر نبيى ولى است و از شأن اولياء كشف است ، پس آن چه وظيفة نبوت نيست از روى اظهار خصايص ولايت در كنار آرزويت نهيم . پس چون حجاب مرتفع شود ، و حقايق امور منكشف شود ، و بدانى كه حق - سبحانه و تعالى - عطا نمىدهد هيچ احدى را مگر به قدر استعدادش . پس چون از راه كشف در عين خود نظر كنى ، و استعداد آن چه طلب مىكنى در وى نبينى ، دست از طلب نامقدور باز دارى ، و بين يدي الله همت بر مراعات أدب بگمارى ، و آن چه در وسع و استعداد تو نيست مسألت ننمائى و از مشقت انتظار بياسايى و بتحقيق دريابى كه اين مطلوب ، مخصوص حق تعالى است و غير او را در وى نه ذوق است و نه كشف . و به حكم « أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَه » « 37 » بدانى كه حق - عزّ و جلّ - به فيض اقدس در أزل هر عينى را به استعداد خاص اختصاص داده است ، و در فيضانات مقدّره بر روى او گشاده . پس هر كه را استعداد احياء و غيره داده باشد و در اين فيض خاص بر روى خلقش گشاده چون احياء از عيسى و شقّ قمر از رسول ما و ساير تصرّفات ، كه به قدرت تعلَّق دارد ، بظهور آيد . و هر كه را بدين عطيه ننواخته‌اند و اين استعداد خاص را نصيبه او نساخته ، مقتضيات آن استعداد از او صادر نشود ، خواه طلب كند و خواه نى . و چون ظاهر خبر سلب « 38 » نبوّت و ايعاد بابعاد از حضرت [ است ] و اين معنى مناسب مناصب انبياء - صلوات الله عليهم - نيست ، [ 196 - پ ] چه

--> « 37 » س 20 ى 50 . « 38 » پا : سبب .