حسين بن حسن خوارزمي

753

شرح فصوص الحكم

و سؤال كرد فرعون سؤال موهم از براى حاضران ، چه ايشان را در وهم انداخت كه خداى را غير وجود ماهيتى هست كه مدعى نبوت را واجب است تعريف آن بطريق حدّ حقيقى « 84 » . پس به لفظ « ما » كه موضوع است از براى طلب ماهيت شيء سؤال كرد تا بر آن وجهى كه از روى خديعت در سؤال خود درج كرده است حاضران از روى عدم معرفت باللَّه اطلاع يابند و جواب مطابق را منتظر باشند و آن وجه اينست كه هر چيزى را از حقيقتى كه آن چيز بدان حقيقت آن چيز است ، چاره نيست . پس حاضران را به سؤال « ما رَبُّ الْعالَمِينَ » در اين وهم انداخت كه جواب به حدى خواهد بود كه مشتمل باشد بر جنس و فصل ، چه حاضران ارباب نظر و اهل عقل بودند و معتاد گشته بدانستن أشياء به حدودش . و فرعون عارف بود ، و مىدانست كه حقيقت حق ممكن [ 313 - پ ] نيست كه مركب باشد از جنس و فصل ، و لكن از جهت تسلط شيطان بر وى اظهار انانيّت كرد . فإذا أجابه جواب العلماء بالأمر . پس چون موسى - عليه السّلام - جواب داد به جوابى كه مناسب مناصب علماء به حقيقت امر بود در معرفت الهيه ، و گفت : « رَبُّ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَما بَيْنَهُمَا إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَ ) * « 85 » ، و إيماء كرد بدان كه حقيقت حق - سبحانه و تعالى - بسيط است ، و ممكن نيست تعريف او مگر به نسب و اضافات ، و اكمل رسوم دائمش نسبت اوست به ربوبيّت كل عالم ، اگر شما از اهل ايقان باشيد و موقن شويد بر اين كه حقيقت او را ، چنان كه اوست ، به غير او نمىداند و از روى تعريف به خارجيات ، أعنى به نسب ذاتيه أتم از اين كه بتقديم رسيد ، متصور نيست ، پس چون موسى در جواب صواب را دريافت ، أظهر فرعون - إبقاء لمنصبه - أن موسى ما أجابه على سؤاله . اظهار كرد فرعون از براى ابقاى منصب خود كه موسى - عليه السّلام - جواب بر طبق سؤال او نداد . پس كسانى را كه در حوالى او بودند گفت : « أَ لا تَسْتَمِعُونَ » « 86 » . يعنى نمىشنويد كه موسى جواب به حدى كه حق سؤال است نداد . فيتبين عند الحاضرين - لقصور فهمهم - أن فرعون أعلم من موسى . و لهذا لما قال ) *

--> « 84 » پا : بطريق حقيقى . « 85 » س 26 ى 24 . « 86 » س 26 ى 25 .