حسين بن حسن خوارزمي

740

شرح فصوص الحكم

چه راحتهاست پنهانى جراحتهاى جانان را دريغا تو نمىدانى جفاها را ز راحتها اگر از ناز معشوقى كشد تيغ و كشد عاشق نه هر دم مىكند لطفش به پنهانى حمايتها رموز عشق مولى را ز من بشنو به گوش جان حديث ليلى و مجنون فسانه است و حكايتها نيم مجنون آن ليلى كه صد ليلى است مجنونش بيا در چشم من بنگر ز عشق دوست آيتها سرشكم لعل و رويم زر شد از تأثير عشق او بلى بر عشق آسانست از اين گونه كنايتها بسوز دل چو مىسازى عجب نبود حسين الحق اگر در جان اهل دل كند آهت سرايتها ظاهر آنست كه لفظ « صبر » به صاد مهمله و باى منقوطه به يك نقطه از تحت باشد از براى آن كه « قتله صبرا و ذبحه صبرا » در لغت اهل حجاز كثير الاستعمال است ، و آن عبارت است از آن كه زنده گيرند و به عقوبت كشند . بر اين تقدير معنى آنست كه مادر موسى را به تابوت در دريا نينداخت مگر از خوف آن كه ناگاه فرعون غاصب از ما زنده بگيرد و در نظر ما بكشد و والده را هيچ المى از آن زيادة نيست كه فرزند او را در نظرش بكشند . و شيخ شرف الدين داود قيصرى « ضيرا » به ضاد معجمه و ياى منقوطه به دو نقطه از تحت تصحيح كرده است ، و معنى [ را ] چنين گفته كه : ناگاه او را بكشد ، كشتنى مشتمل بر ضرر عظيم به نسبت با والده اش . و اين تصحيح شايد كه مبنى بر سماع باشد و إلَّا استعمال مأنوس آنست كه سابقا گذشت . مع الوحى الذي ألهمها الله به من حيث لا تشعر . فوجدت في نفسها أنها ترضعه . يعنى : فعل مادرش به وحى بود كه حق - سبحانه و تعالى - بطريق الهام در دلش انداخت تا به وجدان دريافت كه ارضاع و تربيت فرزندش هم بر دست او خواهد بود . فإذا خافت عليه ألقته في اليم لأن في المثل « عين لا ترى قلب لا يفجع » . فلم