حسين بن حسن خوارزمي

728

شرح فصوص الحكم

مسبح حق است . مسبح خليفه حق است كه آن انسان كامل است ، و در حقيقت تنزيه و تسبيح او اين انسان را همان تسبيح و تنزيه حق است . و اين تسخّر را عطاء نمىكند مگر حقيقت صورت انسانيه ، چه مقام جمع الهى او را است و جميع اسماء را رب او تربيت مىكند كه اسم اعظم است ، لا جرم مظاهر جميع اسماء نيز مسخّر او باشند . بعد از آن شيخ - قدّس الله سرّه - استشهاد كرد به آيهء كريمه از براى تأنيس اهل حجاب و از براى تنبيه طلاب و گفت : فقال تعالى * ( وَسَخَّرَ لَكُمْ ما في السَّماواتِ وَما في الأَرْضِ جَمِيعاً مِنْه ) * . فكل ما في العالم تحت تسخير الإنسان ، علم ذلك من علمه - و هو الإنسان الكامل - و جهل ذلك من جهله ، و هو الإنسان الحيوان . پس از اين جهت حضرت الهى فرمود كه حق تعالى مسخّر شما گردانيد آن چه را در سماوات و ارض است پس هر چه در عالم است در تحت تسخير انسان است ، و اين را انسان كامل در مىيابد كه صاحب كشف و عيان و اهل ذوق و وجدان است نه آن كه به صورت انسان است و بمعنى حيوان . مولانا - قدّس سرّه - مىفرمايد ، بيت : چند صورت آخر اى صورت پرست جان بى معنيت از صورت نرست گر به صورت آدمى انسان بدى احمد و بو جهل خود يكسان بدى نقش بر ديوار مثل آدم است بنگر از آدم چه چيز او كم است جان كم است آن صورت ناياب را رو بجو آن گوهر كم ياب را فكانت صورة إلقاء موسى في التابوت ، و إلقاء التابوت في اليم صورة هلاك ، و في الباطن كانت نجاة له من القتل . فحيي كما تحيا النفوس بالعلم من موت الجهل . پس صورت نهادن موسى در تابوت و انداختن تابوت در دريا در ظاهر صورت هلاك بود ، و در باطن سبب نجات موسى از قتل فرعون . پس بدين واسطه [ 302 - پ ] استمرار زندگى يافت ، چنان كه نفوس به علم از موت جهل خلاص گشته ، حيات ابدى مىيابند . و در تشبيه حيات حسيّهء موسويّهء باقيه به واسطهء دريا به حيات عقليهء حاصله از علم ، تنبيه است بر آن كه آب صورت علم است كه حيات نفوس از اوست ، چنان كه حيات أبدان به اوست كه * ( وَجَعَلْنا من الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ ) * « 20 » . بعد از آن آيت از براى استشهاد آورد و تفسير او به مقتضاى باطن كرد و گفت :

--> « 20 » س 21 ى 30 .