حسين بن حسن خوارزمي
727
شرح فصوص الحكم
آفريد » . و صورت حق جز حضرت الهيه نيست كه حضرت اسماء و صفات است . پس ايجاد كرد در اين مختصر شريف - كه انسان كامل است - جميع اسماء الهيه را كه نسب ذاتيه است و حقايق همهء آن چه را در عالم كبير است ، بدان اعتبار كه عالم كبير منفصل است از اين انسان ، هم در اين انسان ايجاد كرد ، اگر چه اجزاى عالم كبير چون سماوات و عناصر و معادن و نباتات و أصناف حيوانات در انسان با اين صور و اشخاصش موجود نيست ، ليكن بحسب حقايق و اعيانش كه قيام اين أشياء بدان حقايق است چون أرواح و نفوس ناطقه و منطبعه و طبايع عنصريه و صور جسميهء ماديّه و قواى معدنيه و نباتيه و حيوانيه و جواهر و اعراض - بأسرها - در انسان موجود است . و حق تعالى اين انسان كامل را روح عالم ساخت ، و بلندى و پستى را مسخّر او گردانيد از براى كمال صورتى كه انسان بر آن مخلوق است تا بعضى در مخاطبه او گفتند ، بيت : جهان را بلندى و پستى توئى ندانم چه اى ، هر چه هستى توئى و عارفى ديگر از جامعيت او خبر داد كه ، بيت اى نسخهء نامهء الهى كه توئى وى آينهء جمال شاهى كه توئى بيرون ز تو نيست هر چه در عالم هست در خود بطلب هر آن چه خواهى كه توئى فكما أنه ليس شيء من العالم إلا و هو يسبح بحمده ، كذلك ليس شيء من العالم إلا و هو مسخّر لهذا الإنسان لما تعطيه حقيقة صورته . پس چنان كه در عالم هيچ چيز نيست كه تسبيح حق نگويد ، و به حمد او قيام ننمايد ، همچنين در عالم هيچ چيز نيست كه مسخّر اين انسان نباشد به واسطهء فضيلتى كه حقيقت صورتش اعطاى آن مىكند . و تسخّر عالم مر انسان را به منزلهء « 19 » تسبيح و تحميد حق است [ 267 - ر ] از آن كه تسخّر عالم مر انسان را انقياد و عبادت است ، و اين عبادت مستلزم تنزيه و تحميد است از آن كه اهل عالم به عبادتش ايصال مىكند هويت الهيه را كه ظاهر است در عبوديت انسانيه به كمال حقيقى و مقام جمعى الهى ، و آن عين تنزيه است از نقايص ، و وصف است به محامد . پس گوئيا شيخ - قدّس الله سرّه - مىگويد : چنان كه هر چه در عالم است
--> « 19 » قا : انسان به منزله .