حسين بن حسن خوارزمي
718
شرح فصوص الحكم
گشت ، متعيّن شد امزجهء قابله مر اين أرواح را . پس متعلَّق گشت به ابدانش ، و علماى قبط و حكماى ايشان فرعون و قومش را اخبار كردند كه در اين زمان مولودى از بنى اسرائيل متولد خواهد شد كه هلاك فرعون و ذهاب ملكش بر دست او خواهد بود . پس فرعون امر كرد كه هر كه در اين زمان از أبناء بنى اسرائيل متولد شود به قتل او قيام نمايند . و صدور اين حكم از او به واسطه حذر بود از قضاء و قدر ، و نمىدانست كه « لا مرد لقضاء الله « و * ( لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِه » « 8 » . [ 299 - پ ] و قتل اين أبناء سبب اجتماع اين أرواح گشت ، و واسطهء انضمام او شد با روح موسى - عليه السّلام - ، و رابطهء اتحاد گشت چون اتحاد « 9 » قطرات امطار با بحر زخّار و انوار كواكب با نور شمس در نهار . و اين قتل باز داشتن بود از تفرّق و انبثاث از او به تعلَّق بدنى و انغمار در عالم طبيعت ، اما بعد از تهيّؤ ظهور كمالات مقدره . لا جرم روح موسى با ايشان قوّت يافت و مجتمع شد در او خواص ايشان ، چون انضمام انوار سرج متعدده به انوار سراجى عظيم در انارت سراى وجود ، و مقتصد گشت به قواى ايشان . و اين همه فضل و اختصاص الهى بود در حق موسى و تأييد و امداد بود بدين أرواح ، چون امداد حق او را به أرواح سماويّه و قواى نيّرات ناظره به طالعش . پس چون تعلَّق يافت روح موسوى به بدنش ، اين أرواح با أرواح سماويه معاضدت نمودند در امداد حيات و قوت و نصرت و به هر چه مهيّا بود ايشان را از كمالات . چون اين مقالات معلوم شد ، رجوع مىكنيم به مقصود ، و مىگوئيم : حكمت در قتل أبناء بر دست فرعون آنست كه أرواح ايشان عود به روح موسى كنند و امداد او كنند در غلبه كردن بر فرعون و قومش . پس هر كه را موسى گفتند و كشتند ، روح او بسوى روح موسى بازگشت و به مدد او برخاست در هلاك فرعون ، تا مجازات و قصاص كه وجود را از او چاره نيست حاصل آيد . و چون فرعون ايشان را از براى آن مىكشت كه موسىاند ، و موسى نبودند و شخصى از براى ديگرى كشته نمىشود كه « وَلا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى » « 10 » ، و فاعل
--> « 8 » س 13 ى 41 . « 9 » قا : اتحاد + در عالمش . « 10 » س 6 ى 164 .