حسين بن حسن خوارزمي
719
شرح فصوص الحكم
حقيقى عليم خبير است و مجهول نيست او را آن چه در وجود جارى است ، و نمىكند مگر آن چه حكمت در فعل او است . پس قتل كردن أبناء در مادهء فرعونيه ، بنا بر آن كه موسىاند از براى علم او بود در أزل ، كه اين أرواح مجتمع خواهند شد به أرواح موسوى در هلاك فرعون . پس اينجا جهل نباشد و قتل عين علم بود ، و امر بر آن نهج بوده باشد كه مىبايد . و اگر چه حال ، فرعون را بتفصيل معلوم نبود اما به واسطهء علم اجمالى امر به قتل ايشان كرد . لا جرم أرواح ايشان مجتمع شدند و متحد گشتند و به صورت موسويه بظهور آمدند از براى استيفاى حقوق و اعانت [ 299 - ر ] ربّ خويش ، چه ايشان بر فطرت اصليه و طهارت ازليّه بودند ، و عملى نكرده بودند كه موجب قتل باشد ، لا جرم چون متحد شدند و به صورت موسويه ظاهر گشتند ، با ايشان بظهور آمد آن چه از براى ايشان آماده شده بود از استعدادات و كمالات . و هذا اختصاص الهى بموسى لم يكن لأحد من قبله . و اين اجتماع و اتحاد أرواح اختصاصى است الهى مر موسى را - عليه السّلام - كه هيچ كس از انبياء [ را ] پيش از موسى اين تشريف حاصل نبود . و چون اين حكمتى بود از حكمى كه موسى را حق تعالى بدان اختصاص داده بود ، شيخ - قدّس الله سرّه - فرمود : فإن حكم موسى كثيرة و أنا إن شاء الله أسرد منها في هذا الباب على قدر ما يقع به الأمر الإلهي في خاطرى . يعنى : حكم موسى - عليه السّلام - بسيار است و من در اين باب ايراد خواهم كرد از آن حكم ، آن مقدار كه امر الهى در دل من نزول كند از براى اظهار آن . فكان هذا أوّل ما شوفهت به من هذا الباب . پس اوّل آن چه بطريق خطاب در مقام مكاشفه از حضرت محمّديه در اين فص موسويه به من رسيد ، اين معنى بود كه مذكور شد كه آن اتحاد أرواح أبناء مقتولين و عود ايشان است در مادهء موسويه . پس شيخ - رضى الله عنه - مأمور است به اظهار اين معنى ، و مأمور معذور است . بيت : كى كنم هرگز بيان سرّى از آن تا نيايد امر صاحب مركزان من چو نايم بىلب نايى خود كى بنالم در بر هر نيك و بد