حسين بن حسن خوارزمي
696
شرح فصوص الحكم
و أما حكمة وصيته في نهيه إياه أن * ( لا « تُشْرِكْ بِالله ) * ف * ( إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ » . و اما حكمت وصيت او پسرش را به نهى از شرك باللَّه ، كه شرك ظلم عظيم است ، تنبيه است پسرش را ، و آن را نيز كه به سماع اين كلام مشرف شود بر اين معنى كه شرك « 22 » منتفى است در نفس امر ، از آن كه عين واحديّت و احديّت است كه ظاهر است در هر يكى از صور . پس احدى الصورتين را شريك اخرى ساختن ، اشتراك شيء است با نفس خويش ، و اين ظلم عظيم است . و چون ذكر كرد كه شرك ظلم عظيم است و چاره نيست از آن ذات كه ظلم بر وى واقع شود ، فرمود : و المظلوم المقام حيث نعته بالانقسام . و مظلوم آن محل است كه مشرك ظالم او را وصف كرد به انقسام و اثنينيت . و هو عين واحدة ، فإنه لا يشرك معه إلا عينه و هذا غاية الجهل . و سبب ذلك أن الشخص الذي لا معرفة له بالأمر على ما هو عليه ، و لا بحقيقة الشيء إذا اختلفت عليه الصور في العين الواحدة ، و هو لا يعرف أن ذلك الاختلاف في عين واحدة ، جعل الصورة مشاركة للأخرى في ذلك المقام فجعل لكل صورة جزءا من ذلك المقام . و حال اينكه آن محل قابل مر صور و اضافات را عين واحدة است كه در وى نه تكثّر است و نه انقسام . پس مشرك با او شريك نمىسازد مگر عين او را . و اين غايت جهل است از آن كه مشرك چون شريك سازد با حق آله ديگر را ، چاره نيست كه آن شريك موجود باشد . و هر چه او را وجود است متحقّق به وجودى است كه آن حق است . پس شريك نكرده باشد با او مگر عين را . و اين عين جهل است در باب دريافتن حقيقت و شناختن إله ، و سبب [ 289 - پ ] اين اشتراك آنست كه شخصى را كه معرفت امر بر آن چه هست نيست ، و نمىداند كه صور مختلفه جز بر عين واحدة طارى نمىگردد صورتى را كه مشارك ديگرى مىسازد در اين مقام . پس هر صورت را جزوى از اين مقام تعيين مىكند ، يعنى عين واحدة را كه حامل صور وجوديه است منقسم مىپندارد به أجزاء كه هر صورت را جزوى از آن
--> « 22 » قا : شريك .