حسين بن حسن خوارزمي

665

شرح فصوص الحكم

است در صورت رسل مشبهه ، و هويت ظاهره در صورت مشبهه است كه منزهه « 11 » است در مرتبهء احديت . و بعد أن تقرر هذا فنرخى الستور و نسدل الحجب على عين المنتقد و المعتقد ، و إن كانا من بعض صور ما تجلى فيها الحق . يعنى : بعد از آن كه مقرّر شد كه تنزيه خالى از تشبيه نيست و بالعكس ، إرخاء ستور مىكنيم و إسدال حجب بر ديده منتقد كه محقّق است ، و خلاصهء معانى و حقايق ذاتى « 12 » را مىداند به كشف و عيان يا به نظر و برهان ، و بر ديدهء معتقد كه او مؤمن است به اهل حقايق و عرفان ، اگر چه منتقد و معتقد از بعضى مظاهرند كه حق در ايشان متجلى است . و لكن قد أمرنا بالستر ليظهر [ تفاضل ] استعداد الصور ، و أن المتجلى في صورة به حكم استعداد تلك الصورة ، فينسب إليه ما تعطيه حقيقتها و لوازمها لا بد من ذلك . يعنى : ما مأموريم به ستر تا ظاهر شود تفاضل « 13 » استعدادات در مظاهر ، لا جرم ، زان روى ما و ياران كرديم عهد با هم پيش افكنيم سر را پنهان كنيم سر را ما نيز مردمانيم نى كم ز سنگ كانيم بى زخمهاى ميتين پيدا نكرد زر را ديوار گوش دارد ، آهسته تر سخن كن اى عقل بأم بر رو اى دل بگير در را زيرا كه واقع نمىشود [ 275 - پ ] مگر بحسب استعداد آن عين ، پس معلوم مىگردد فاضل از مفضول ، و متميّز مىگردد مراتب ، پس منسوب مىشود به حق كه متجلى است آن چه إعطاء مىكند آن را حقيقت عينى كه متجلَّى لها است و لوازم آن از اعراض ذاتيه ، چنان كه بارها گذشت كه مرايا را احكامى است كه در ناظر عند التجلَّى ظاهر مىشود از صغر و كبر و استطاعت و استدارت و امثال اين . بيت : به قدر روزنه افتد شعاع در خانه اگر چه شعشعهء شمس را نهايت نيست مثل من يرى الحق في النوم و لا ينكر هذا و أنه لا شك الحق عينه فتتبعه لوازم تلك الصورة و حقائقها التي تجلى فيها في النوم ، ثم بعد ذلك يعبّر - أي يجاز - عنها إلى أمر آخر يقتضي التنزيه عقلا . فإن كان الذي يعبرها ذا كشف و إيمان ، فلا يجوز ) *

--> « 11 » پا : منزه . « 12 » پا : حقايق . قا : حقايق رايى . « 13 » پا : تفاصيل .