حسين بن حسن خوارزمي
664
شرح فصوص الحكم
چون امّت را به حكم وراثت ملحق به رسل ساخت ، و گفت ايشان ناطقاند به آن چه رسل الله بدان ناطقاند ، ادراج كرد قول [ خداى ] - سبحانه و تعالى - را كه مىفرمايد : « وَإِذا جاءَتْهُمْ آيَةٌ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتى مِثْلَ ما أُوتِيَ رُسُلُ الله الله أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَه » « 6 » تا بيان كند تنزيه و تشبيه را در وى ، به اينكه گفت : الله از روى اعراب موجه است به وجهين خبريّت و ابتداء . اما خبريّت از رسل الله [ است ] زيرا كه قول او سبحانه كه « لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتى مِثْلَ ما أُوتِيَ » « 7 » كلام تام است ، از آن كه مفعولى كه قائم مقام فاعل است ضميرى است عايد به رسول . يعنى : ايمان نمىآريم تا آورده نشويم مثل آن چه آورده شد رسولى كه مبلَّغ اين آيت است . پس رسل الله جملهء ديگر باشد ، يعنى رسل الله مظاهر اللَّهاند . [ 275 - ر ] و بر اين تقدير « أعلم » خبر مبتداى محذوف باشد . يعنى : هو « أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَه » « 8 » . اما وجه دوم كه ابتداء است ، ظاهر است زيرا كه « الله » مبتدأ است و « أعلم » خبر او . پس اين كلام مستأنف باشد . و وجه اول اگر چه در وى تعسّفات بسيار است ، لكن چون در نفس امر كلام حق بود ، شيخ آن را التزام كرد . و حقيقت اين كسى را ظاهر مىشود كه سرّ قول حق را - كه مىگويد : « إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ الله يَدُ الله فَوْقَ أَيْدِيهِمْ » « 9 » - بتحقيق بشناسد ، و رمز « من يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ الله » را دريابد ، و امثال اين را به ذوق ادراك كند . و هر دو وجه در وى حقيقت است . يعنى حق است و مطابق به آن چه در نفس امر است ، و مجاز نيست همچنان كه اهل ظاهر در آيت سابقه و طاعت و امثال آن قايلاند . و چون هويت حق سبحانه عين هويت رسل - عليهم السّلام - باشد ، پس تشبيهى كه در رسل مشبهه است ، ثابت باشد تنزيهى را كه در هويت حق منزه است ، و بر عكس نيز همچنين . و از براى اين معنى شيخ مىگويد : چون « كلا الوجهين » حقيقت است در اين كلام « 10 » قايل شديم به تشبيه در عين تنزيه ، از آن كه هويت حق منزّه است كه ظاهر
--> « 6 » س 6 ى 124 . « 7 » س 6 ى 124 . « 8 » س 6 ى 124 . « 9 » س 48 ى 10 . « 10 » پا : مقام .