حسين بن حسن خوارزمي

645

شرح فصوص الحكم

لباس وجود ارزانى داشت . پس از براى قبول كردن حق طلب اعيان و رغبت ايشان را در وجود خارجى گفتيم كه رحمت حق شامل هر چيز است از روى وجود و حكم . اما از روى وجود خود ظاهر است ، و اما از روى حكم از براى آنست كه رحم آورد و قبول كرد سؤال هر چيز را و استعداد و قابليت داد مر وجود عينى را . پس اين قبول و إعطاء قابليّت رحمت است از حق تعالى بر اعيان حكما . و لهذا قال الله تعالى : * ( وَآتاكُمْ من كُلِّ ما سَأَلْتُمُوه ) * « 6 » . يعنى حضرت حق به شما ارزانى داشت آن چه را از او به زبان استعدادات « 7 » و حال و قال طلب كرديد . و الأسماء [ 267 - ر ] الإلهية من الأشياء ، و هي ترجع إلى عين واحدة . فأول ما وسعت رحمة الله شيئية تلك العين الموجدة للرحمة بالرحمة ، فأول شيء وسعته الرحمة نفسها ثم الشيئية المشار إليها ، ثم شيئية كل موجود يوجد إلى ما لا يتناهى دنيا و آخرة ، و عرضا و جوهرا ، و مركَّبا و بسيطا . چون اسماء از روى كثرت مغاير است مر ذات احديت را ، و رحمت الهى شامل هر شيء ، پس شيخ اسماء را نيز داخل داشت در تحت رحمت ذاتيه ، از آن كه اسماء نيز از أشياء متكثره است ، اگر چه او راجع است به عين واحدة كه آن ذات الهيه است . پس اوّل آن چه رحمت الهى احاطهء او كرده است ، شيئيت عينى است كه موجد رحمت است كه آن عين اسم رحمان است از حيثيت تميّز و تعيّنش از اسم الله . و از براى آن رحمت ذاتيه عين رحمانيه را احاطه كرد كه از روى امتياز به نفس خاص غير ذات الهيه است ، و حصول عين رحمانيه به تجلى ذاتى و رحمت ذاتيه است ، چه اگر تجلى ذاتى و رحمت ذاتيه نباشد ، هيچ چيز وجود نيابد ، خواه اسم باشد و خواه صفت و خواه عين ثابته . و چون امر بر اين نهج باشد آن چه اوّل رحمت ذاتيه بدان متعلَّق مىشود ، مىبايد كه نفس رحمت ظاهره باشد در عين رحمانيه ، بعد شيئيت مشار إليها كه عين رحمانيه است و رحمت رحمانيه از آن جهت اوّل متعلَّق رحمت ذاتيه داشت بعد از آن عين رحمانيه ، از آن كه عين اسم رحمان « 8 » ذات مع صفة الرحمة است و مجموع من حيث

--> « 6 » س 14 ى 34 . « 7 » پا : استعداد . « 8 » پا : از آن كه رحمان .