حسين بن حسن خوارزمي
644
شرح فصوص الحكم
ملايم طباع « 3 » نيست . پس عين غضب را نيز رحمت محيط است همچنان كه اعيان ديگر . پس وجود غضب از رحمت حق است بر عين غضب . پس سابق باشد نسبت رحمت به حق از نسبت غضب به دو ، چه رحمت ذاتيه است مر حق را ، و عين غضب ناشى است از عدم قابليت بعض اعيان كمال مطلق و رحمت تامه را ، لا جرم مسمّى مىگردد به شقاوت [ 266 - پ ] و شرّ . و رسول الله - عليه السّلام - بدين اشارت كرد آن جا كه گفت : « ان الخير كلَّه بيدك « 4 » و الشرّ ليس إليك » . و هر كه امعان نظر كند در لوازم غضب از آلام و امراض و فقر و جهل و موت و غير اين ، همه را امور عدميه يابد ، پس داند كه رحمت ذاتيه وجود حق است و غضب عارضة ناشيه از اسباب عدميه . و لما كان لكل عين وجود يطلبه من الله ، لذلك عمت رحمته كل عين . و چون هر عينى را از اعيان علميه وجودى مقدر « 5 » است در خارج ، و آن به لسان استعداد از حق طلب مىكند وجود خارجى را ، از براى اين رحمت حق شامل هر عين آمد . و مىشايد كه معنى چنين باشد كه هر عينى را از اعيان اسمى است مربّى كه مقتضى وجود آن عين است در علم . و آن اسم را كه سبب وجود عين است به وجود تعبير كرد ، پس آن وجود ، يعنى اسمى كه مربّى آن عين است آن عين را كه مظهر اوست از حق طلب مىكند و به فيض اقدس وجود و قابليت اعيان ثابته را حاصل مىگردد ، و اين محض رحمت و عين عنايت است ، لا جرم محقّق شد كه رحمت او شامل هر عينى است از اعيان . فإنه برحمته التي رحمه بها قبل رغبته في وجود عينه ، فأوجدها . فلذلك قلنا إن رحمة الله وسعت كل شيء وجودا و حكما . تعليل عموم رحمت است . يعنى : حضرت حق به رحمتى كه شامل كامل كل موجودات است قبول سؤال هر عينى كه طالب وجود بود كرد ، و آن چه مرغوب او بود در كنار او نهاد و اجابت كردند از او رغبت او را در وجود عينى ، لا جرم اعيان را در خارج
--> « 3 » پا : طبع . « 4 » قا : بيديك . « 5 » قا : وجود مقدر .