حسين بن حسن خوارزمي
636
شرح فصوص الحكم
[ 20 ] فص حكمة جلالية في كلمة يحيوية هر آينه دانسته [ اى ] كه از صفات الهيه و اسماء ربانيه آن چه اختصاص به قهر و نقمت دارد ، مسمّى است به جلال ، [ 263 - ر ] و آن چه اختصاص به لطف و رحمت دارد ، مسمّى است به جمال . و اوّل معطى خشيت و فيض و ورع و تقوى است ، و ثانى معطى انس و رحمت و بسط و رجاء . و چون يحيى - عليه السّلام - به انقباض و خوف و خشيت موصوف بود و به حزن و بكاء و رهبت معروف ، چنان كه از جريان دمع أخاديد در وجه مباركش پديد آمده بود . و رسول - عليه السّلام - خبر داد كه عيسى و يحيى - عليهما السّلام - ملاقات كردند يحيى عيسى را گفت : آثار نشاط و ذوق و انبساط در تو مشاهده مىكنم ، مگر تو از مكر خداى ايمنى ؟ عيسى گفت : من نيز ترا با گريه و غم و حزن و الم مىبينم ، مگر تو از فضل و رحمت حق نوميدى ؟ حق - سبحانه و تعالى - وحى فرستاد كه حق در طرف آن كس است كه حسن ظن او در حق من بيشتر است . و عاقبت امر يحيى به قتل انجاميد و فوران « 1 » دم او از حد گذشت و تا هفتاد هزار كافر از براى قصاصش كشته نشد ، خون او ساكن نگشت ، لا جرم بدين مناسبات حكمت جلاليه به كلمهء يحيويه اختصاص يافت . ديگر جلال مفنى موجودات است تا راجع شود به اوليّت ، كما قال تعالى : « لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّه الْواحِدِ الْقَهَّارِ » « 2 » . و اين هر دو اسم از اسماء جلال است . و يحيى را اوليّت است در اسماء كه « لَمْ نَجْعَلْ لَه من قَبْلُ سَمِيًّا » « 3 » . پس اين حكمت كه موجب ظهور اوليّت است ، به دو مخصوص شد ، و از براى اين سرّ شيخ افتتاح فص بدين قول كرد كه : هذه حكمة الأولية في الأسماء ، فإن الله سماه يحيى أي يحيا به ذكر زكريا . و ) *
--> « 1 » پا : حوران . « 2 » س 40 ى 16 . « 3 » س 19 ى 7 .