حسين بن حسن خوارزمي

557

شرح فصوص الحكم

مجال نيست ، و ذات داخل [ 228 - پ ] نمىگردد در حكم رحمت ، كه محكوم به مرحوميّت تواند بود مگر به سبب خصوصيات كه آن نسب است . فامتن عليها بنا . فنحن نتيجة رحمة الامتنان بالأسماء الإلهية و النسب الربانية . پس حق - سبحانه و تعالى - منّت نهاد بر اسماء به وجود ما ، چه ما مظاهر احكام و مجارى اقدار و مرائى انوار اسمائيم . بيت : چون مظهر اسماء الهى ماييم سرمايهء فيض پادشاهى ماييم چون گشت كمالات حق از ما پيدا پس آينهء جمال شاهى ماييم پس نتيجه رحمت امتنانيه‌ايم كه لازم شد وجود ما از او اوّلا در علم و ثانيا در عين . و مىبايد كه از كنايت « بنا » و « نحن » تنها كمّل اراده شود ، زيرا كه كاملان اگر مظاهر كليّات اسماءاند ، غير كمّل مظاهر جزئيات تأليه‌اند . پس « بنا » و « نحن » از لسان همهء عالم است ، خواه شريف باشد و خواه حقير ، چه هر يكى را ربّى است خاص كه آن اسم « 24 » است حاكم بر وى ، و حق راحم جميع است نه بعضى دون بعضى . ثم أوجبها على نفسه بظهورنا لنا و أعلمنا أنه هويتنا لنعلم أنه ما أوجبها على نفسه إلا لنفسه . فما خرجت الرحمة عنه . فعلى من امتن و ما ثمّ إلا هو ؟ ) * بعد از آن ايجاب كرد رحمت را بر نفس خويش ، تا ما را اختصاص دهد به رحمت رحيميه كه موجب كمال است و واسطهء معرفت ما انفس خويش را ، و رابطهء ظهور حقايق ما بر ما . و ما را اعلام كرد كه او هويت ماست تا دانيم كه ايجاب نكرد رحمت را بر نفس خويش ، مگر از براى نفس خود ، لا جرم خارج نشد رحمت از او ، و تجاوز نكرد به ديگرى . پس امتنان بر كيست چون اينجا غير او نيست ؟ بيت : مرد را در ديده اينجا غير نيست ز ان كه اينجا كعبه نى و دير نيست هر كه در درياى وحدت گم نشد گر همه آدم بود مردم نشد كى دهد هرگز كمال جانت دست تا نگردى پاك نيست از هر « 25 » چه هست تا تو با خويشى ، عدد بينى همه چون شوى فانى ، احد بينى همه اين از لسان غلبهء حكم احديت است و از مقام اضمحلال رسوم اثنينيت . بيت :

--> « 24 » قا : مسمى . « 25 » قا : « هر » نبود .