حسين بن حسن خوارزمي
552
شرح فصوص الحكم
خاص تحت العام . فإنه كتب على نفسه الرحمة سبحانه ليكون ذلك العبد بما ذكره الحق من الأعمال التي يأتى بها هذا العبد ، حقا على الله تعالى أوجبه له على نفسه يستحق بها هذه الرحمة - أعنى رحمة الوجوب . تعليل « و هذا الوجوب من الامتنان » است . و « ذلك » اشارت است به وجوب رحمت على نفسه . و « حقا » خبر « ليكون » . يعنى : ايجاب كردن حق رحمت را بر نفس خويش براى بندگان از عين امتنان است ، از براى آن كه فرض كرد بر نفس خويش رحمت را تا اين ايجاب و فرض حقى باشد بر خداى - سبحانه و تعالى - از آن بنده در مقابله اعمالى كه حق او را بدان تكليف كرده است از براى [ 226 - پ ] مجازات آن بنده ، و از براى عوض از اعمالش . و اين بر سبيل امتنان است از آن كه بنده را طاعت سيّدش واجب است و امتثال اوامرش لازم ، لا جرم در مقابلهء اعمالش چيزى دادن عين رحمت و محض امتنان باشد . پس ايجاب كرد حق - سبحانه و تعالى - اين وجوب را از براى بنده بر نفس خويش ، تا مستحق شود بنده بدان اعمال ، رحمتى را كه حق بر نفس خويش ايجاب كرده است از روى امتنان . و من كان من العبيد بهذه المثابة فإنه يعلم من هو العامل منه . يعنى : هر كه از بندگان در آن مثابه باشد كه از براى او حق بر نفس خويش ايجاب رحمت كرده باشد ، هر آينه دل او به نور حق منوّر باشد و به مقام محبوبى حق مظفر ، كما قال تعالى : * ( فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ » « 13 » . لا جرم حق - سبحانه و تعالى - سمع و بصر چنين بنده باشد چنان كه حديث قدسي بدان ناطق است . پس اين بنده بيقين داند كه عامل حقيقى در نفس او حق است كه به حكم « وَهُوَ مَعَكُمْ » « 14 » با اوست ، چه عامل در حقيقت حق است و بنده او را به منزلهء آلت ، آرى ، بيت : گيرنده به هر دستى ، پوينده به هر پايى با چشم و زبان ما ، بينا تو و گويا تو
--> « 13 » س 7 ى 155 . « 14 » س 57 ى 4 .