خواجه محمد پارسا
مقدمة 9
شرح فصوص الحكم
به إلحاح و اصرار بعضى از افاضل زمانه ، شرح را به كمال مىرساند . اين سخنان خود حاكى از اين است كه اگر شيخ صدر الدين قونيوى خود شرح مستقيم و مستقلى از فصوص داشته ، نبايد از شاگردش اين تقاضا را داشته باشد . اين سخن را دو مورد ديگر نيز تأييد مىكند : نخست عبد الرزاق كاشى در شرح جمله اى از فص آدمى به قول شيخ مؤيد الدين جندي اين گونه استناد مىكند : « . . . و قد وجدت في نسخة قرأها الشيخ العارف مؤيد الدين الشارح الكتاب هذا على الشيخ الكامل صدر الدين القونيوى بخطَّه بالوجوه . . . » « 8 » مورد دوّم شرح شيخ حيدر آملى است كه از شروح معتبر فصوص ، سخن به ميان مىآورد : « . . . و الصورة الثانية ، اطلاعنا على الشروح الَّتي كتبت له ، خصوصا الشرح الذي كتبه الشيخ الامام المحقق مؤيد الدين جندي . . . » « 9 » به اين ترتيب اگر شرحى به اين صورت از شيخ صدر الدين قونيوى وجود داشت ، مسلما از هر حيث بر شرح شاگرد خود مؤيد الدين جندي مقدم بود ، و به آن نيز استناد مىكردند « 10 » . همچنين خواجه محمد پارسا در مواردى كه از شرح شيخ مؤيد الدين جندي مىآورد ، مطلب را با جمله هايى نظير « قال الشارح الأول » آغاز مىكند و سخنش نيز كاملا مطابق با واقع است . بجاست كه در اينجا از سه شرح معتبرى كه شيخ حيدر آملى از آنها به عظمت ياد مىكند ، و اين سه شرح را دقيقترين و بهترين شروح فصوص معرفى مىكند ، ياد
--> « 8 » عبد الرزاق ، كاشانى ، شرح فصوص ، ( چاپ مصر ، 1966 م ) ، ص 12 . عبد الرحمن جامى در نفحات - الانس ( چاپ مهدى توحيدى پور ، ص 558 ) مىگويد : « . . . و مآخذ ساير شروح فصوص ، شرح وى است و در آن جا تحقيقات بسيار است كه در ساير كتب نيست و كمال وى از آن معلوم مىشود . . . » « 9 » حيدر آملى ، نص النصوص ، به كوشش هنرى كربن و عثمان يحيى ( تهران ، 1353 ) ، ص 13 ، بند 39 . « 10 » على اصغر حكمت ، جامى ، ص 169 ، حاشيهء 3 : ( شيخ مؤيد الدين جندي از شاگردان صدر الدين سابق الذكر و از علماى علوم ظاهرى و باطنى است و نخستين كسى است كه فصوص الحكم را شرح كرده است ) .