خواجه محمد پارسا
مقدمة 36
شرح فصوص الحكم
خلق ما بر صورت خود كرد حق وصف ما از وصف او گيرد سبق « 104 » شيخ نجم الدين رازى در مرصاد العباد گويد : « از جملهء آفرينش نفس انسان بود كه آئينهء جمال و جلال نماى حضرت الوهيت خواست بود ، و مظهر جملگى صفات ، و اشارت » خلق آدم على صورته « بدين معنى باشد » 105 « » . در متن حاضر خواجه پارسا فرمايد : « . . . خواست تا مجموع را در حقيقتى چون مرآت مشاهده فرمايد ، حقيقت محمدى را كه انسان كامل بود ايجاد كرد در حضرت علم خود » 106 « . . . و خاتم رسل - عليه افضل الصلاة - مظهر اسم جامع حق است كه ظاهر او رسالت و باطن او ولايت است ، و همهء اسماء در تحت اسم جامع داخلاند » 107 « » . آفرينش : در مورد آغاز آفرينش و نخستين آفريده ، اخبار و احاديث متعددى وارد است ، كه پاره اى از آن احاديث به مشرب حكماست و برخى به مذاق اهل كشف و شهود . قبل از بيان اين اخبار و احاديث ، لازم است بدانيم كه در مشرب ابن عربى و پيروان او حق را دو تجلى كلى است : فيض اقدس ، فيض مقدس . براى نمونه از متن حاضر : « . . . مواهب و عطاياى حق - جل ذكره - در عالم محسوس ظاهر است ، بر دو قسم است : يكى منشأ آن ذات است ، و آن را فيض اقدس خوانند ، چنان كه از مقام احديت ذات ، از ذات خود به ذات خود فيض فرستاد كه اعيان و استعدادات به آن حاصل شدند » 108 « » و يا « اما عنايت بر دو قسم است . . . آن كه عين ثابته را ظاهر مىگرداند از عدم ، و او را استعداد مىبخشد ، اين را فيض اقدس گويند » 109 « . . . تجلياتى كه از فيض اقدس لحظه به لحظه فايض مىشود به جهت تكميل موجودات و ايجاد معدومات ، و اين سير در عالم انسانى تمام مىشود » 110 « . . . و آن كه عين ثابتهء بنده تقاضاى
--> « 104 » بديع الزمان فروزانفر ، شرح احاديث مثنوى ، ص 114 . « 105 » نجم الدين رازى ، همان جا . « 106 » - متن ، ص 29 ، س 4 . « 107 » متن ، ص 76 ، س 2 . « 108 » - متن ، ص 63 ، س 11 . « 109 » متن ، ص 70 ، س 7 . « 110 » - متن ، ص 25 ، س 1 .