خواجه محمد پارسا

مقدمة 32

شرح فصوص الحكم

آمرزش غفران پوشش ستر 7 - اساس انديشه در مورد جهانشناسى قوم و توجيه مسائل عرفانى علماى هر علمى براى بيان مكنونات خود ناگزير از وضع مصطلحاتى است كه به مرور ايام اين كلمات بى جان را با معانى و كاربردهاى معنوى خاص بارور مىكنند و در طول زمان و گذشت ايام احتمال داده مىشود كه آن بار معنوى خاص از خاطره آيندگان پاك شود و يا معانى از مفهوم حقيقى خود خارج شود . ازين روست كه علماى فن به صرافت شرح و توضيح اين كلمات مىافتند تا علم را در بستر اصلى خود در افكار و اذهان مردم به جريان اندازند . براى مثال كلماتى از قبيل « تقابل » و « تضاد » و « تناقض » و . . . را در منطق صورى مىخوانيم كه قبل از ورود به مباحث علم منطق ضرورت دارد كه معانى و كاربرد معنوى اين كلمات را در مقدمهء منطق ( المدخل يا ايساغوجى ) به دقت مورد مطالعه قرار دهيم . در علم كلام نيز كتب مقدماتى براى كمك به فهم خوانندگان و پژوهشگران علم نوشته شده است كتاب الحدود ابن سينا ازين گونه است . كلام عرفان و زبان دل را هيچ مترجمى غير از ذوق و كشف چاره ساز نيست و ليكن محققين فن اين زمينه را نيز خالى نگذاشته‌اند و براى دستگيرى طالبين اقدام به تنظيم مقدمه هايى كرده‌اند كه نمونهء والاى آن دربارهء انديشه‌هاى وحدت وجودى ، نوشته‌هاى صدر قونيوى است از قبيل : فكوك ، نصوص . اين مهم را يكى از شاگردان عالم اين مكتب صورت خاصى داده و همه را در 12 اصل اوليه ( اصول موضوعه ) اين علم آورده است كه به دوازده اصل قيصرى معروف است هر چند شارحين ديگر فصوص نيز اين كار را در مقدمهء شروح خود بر فصوص كما بيش انجام داده‌اند و بحث و بررسى مقدمه هايى ( المدخل ) كه بر فصوص نوشته شده است ، خود بحث دلكش و جالبى است . درين نوشته هاست كه نوسازى انديشه‌ها را از دريافتها مىتوان با هم سنجيد و فرق فهم و عدم فهم را مىتوان بوضوح مشاهده كرد . اين قسمت از مقدمه نه درين باب است و نه بيگانه ازين در ، نه مىشود آن را