خواجه محمد پارسا

مقدمة 26

شرح فصوص الحكم

ص : 118 16 - 136 « 85 » براى آگاهى از چگونگى برداشت كاشانى از شرح جندي و همچنين قيصرى از دو شرح ما قبل و ركن الدين شيرازى از شرح قيصرى ، طالبين را به « فص خالدى » ( فص ما قبل فص محمدى ) كه از فصهاى مختصر است ، راهنمايى مىكنيم . هر كدام ازين شروح با مختصر تفاوت تقريبا همان مطالبى را بيان مىكنند كه مؤيد الدين جندي آورده است . 2 - خواجه پارسا علاوه بر شروح فصوص به كتب شيخ أكبر آشنا بوده و در مواردى كه شيخ در فصوص به كتاب فتوحات مكَّى اشاره مىكند ، شارح با ذكر باب و فصل مطلب مورد نظر ، جوينده را به اصل كتاب راهنمايى مىكند و خلاصهء بحث مورد نظر را در جملاتى كم حجم و پر معنى بيان مىكند « 86 » . و چون اين گونه ارجاعات در شروح ما قبل نيز مشاهده مىشود ، به نظر مىآيد كه در دوره‌هاى نخستين تعليم و تعلم آثار و افكار ابن عربى ، روش تدريس مدرسان توامان با ساير كتب و مقالات ابن عربى بوده است ، و مدرس در توضيح معضلات فصوص شاگردان را به كتب و مقالات ديگر محيى - الدين راهنمايى مىكرده است . اين روش حاكى از وسعت اطلاع و تسلط آنان در تدريس درس خود و اعتقاد به مفاهيم و اصول آن درس بوده است . 3 - خواجه پارسا در شرح خود نه تنها به شرح مصطلحات قوم توجهى عميق دارد « 87 » ، بلكه به شرح معضلات متن فصوص و عقايد ابن عربى نيز توجه خاصى دارد : ألف ) در مواردى واژه‌هاى اصطلاحى قرآن را با نظر مفسران قرآن شرح مىكند

--> « 85 » داود قيصرى همان كتاب در اين كتاب يا از اصل عربى استفاده شده و يا به فارسى ترجمه شده است . « 86 » متن ، ص 83 - 132 . « 87 » مقدمهء متن ، ص 1 - 14 . اين گونه توضيحات و اشارات در شروح مختلف داراى مشابهتهايى است . براى نمونه در شرح قيصرى و كاشانى و ركن الدين شيرازى و خواجه پارسا ، در اغلب موارد اين مشابهات ديده مىشود ولى در پاره اى از شروح براى مثال در شرح قيصرى و ركن الدين شيرازى اين اشارات و تنبيهات مفصل و در برخى ديگر مثل شرح كاشانى و بالى و پارسا مختصر و كم است .