خواجه محمد پارسا

مقدمة 15

شرح فصوص الحكم

به ميان مىآورد : « فرمود كه حضرت خواجه پارسا - قدس الله روحه - التماس نموده بوده‌اند كه اخراجات ايشان را معاف دارند . حكام آن وقت اين نوع جواب فرموده بوده‌اند . حضرت خواجه ( خواجه پارسا ) فرموده اين بارى نيست كه از صاحب شريعت واقع شده باشد ، ظلمى است كه از شما واقع است ، ما از خود دفع مىكنيم ، اگر رعايا از خود دفع تواند كرد . ما را به حسب شريعت ملامتى و گناهى نيست . . . » در بين شاهزادگان تيمورى ، تنها ميرزا الغ بيگ نسبت به دراويش نقشبندى بى توجه بود ، و در مواردى به ايذاى آنان نيز مىپرداخت « 32 » . او از موقعيتى براى تخفيف مقام خواجه پارسا نيز استفاده مىكند . و آن موقعيت سفر محمد بن محمد الجزري ( 833 ه ق ) براى تصحيح سند أسانيد اعيان ما وراء النهر به سمرقند پايتخت الغ بيگ بود . الغ بيگ خواجه پارسا را به سمرقند فرامىخواند و با شيخ محمد جزرى روبرو مىكند و بنا به نوشتهء صاحب رشحات ، درين آزمون عظمت مقام خواجه پارسا آشكار مىشود « 33 » . خواجه پارسا هر چند در قلمرو ميرزا خليل تيمورى « 34 » مىزيست ، ولى با شاهرخ تيمورى ، با ارادتى كه در حقش داشت ، مكاتبات و روابط نزديك داشت ، و اين امر سبب رنجش خاطر ميرزا خليل مىشود ، و خواجه را از سرزمين خود مىراند ، ولى چند روز بعد شاهرخ سپاه به ملك ميرزا خليل مىراند ، و ميرزا درين جنگ كشته مىشود « 35 » . ارزش و مقام معنوى خواجه پارسا نه تنها در سلسلهء نقشبنديه بعد از خواجه بزرگ و علاء الدين محمد عطار در مقام سوم قرار مىگيرد ، بلكه از نظر علمى ، خواجه

--> « 32 » مثلا يك بار نظام الدين خاموش را كت بسته به پيش او مىآورند ، و اين امر به سبب تهمتى بوده است كه به فرزند نظام الدين خاموش در رابطه اش با يكى از محارم دربارى ، زده بوده‌اند . ( واعظ كاشفى ، همان كتاب ، ص 111 - 115 ) . « 33 » مجموعه رسائل نقشبنديه ( چاپ سنگى ) ص 60 طاهرى عراقى ، مقدمه قدسيّه ، ص 15 و ص 67 . « 34 » او نوادهء امير تيمور گوركانى و فرزند مير محمد جهانگير است . « 35 » واعظ كاشفى ، رشحات ص 61 .