الميرزا القمي

102

جامع الشتات ( فارسي )

پس بهترين أقوال ، قول وسط است واخبار بسيار هم دلالت بر آن دارد وسند بعضي از آنها معتبر است . ولكن به شرط عدم لزوم غرر وسفه كه ظاهر آن اخبار هم اين است . وظاهر اين است كه مراد قائلين هم اين باشد . ومراد آن جماعت كه تفصيل داده‌اند ( به اين نحو كه مقصود بالذات را آن شئ معين قرار بدهد نه مجهول ) اگر اين است كه ما گفتيم ( كه حيله گريز از جهالت باشد وقصد معامله را در اين بكند تا حلال باشد ) منافاة ندارد با آنچه ما گفتيم . وحاصل معنى مقصود بالذات ، در اين بيع‌ها اين است كه مراد بالذات از بيع ، تعلق انشاء عقد بيع ، است بالذات به آن شئ معين . به جهت گريز از حرام نه اينكه مطلوب ومشتهى وداعى در آن بيع اين است . زيرا كه خواهش وشهوت وموافق طبع أو بر آن است كه عوض در برابر آن مجهول باشد ، در بيع مجهول . ودر برابر آن وجه عمده باشد در مسئله ربا . مانند خوردن كاسهء دوا ارادهء خود را بالاختيار متعلق مىكند به جانب خريدن آن جزء معين با آن وجه قليل ، پس كسى در اين مقام گمان نكند كه چگونه مىشود كه مقصود بالذات مشترى از خريدن يك كف ما هي به صد درهم همان حصول يك كف ما هي باشد . بلكه مقصود بالذات آن ، حصول ما هي بسيار است كه مظنون است كه در نيزار باشد . واگر مراد ايشان اين است كه بايد از باب بيع خانه باشد با جهالت پى وريشهء آن وجهالت آبى كه در چاه آن خانه است ، پس آن داخل ما نحن فيه نيست . ودر آن اشكالى نيست به جهت آنكه تبعيت در آنجا در نفس مبيع است نه در مقصود به بيع . به جهت آنكه در آنجا ( يعنى در بيع خانه ) گاه هست كه هيچ يك از بايع ومشترى متفطن پى و