الميرزا القمي

200

جامع الشتات ( فارسي )

كمتر ) قيمت نموده ، بعد از وضع موضوعات ، به خمس آن رسيده به أرباب آن برساند . يا اينكه تأمل نمايد تا طلب وصول وجنس نقد شود ومؤنه سال معين شود ، ودر صورتي كه مال شركت باشد با شريك هم تفريق نمايد ( وبعضي مطالبات احتمال سوخت هم دارد ) . مطالباتى كه از جنس أول دارد با مطالباتى كه از جنسي كه از قيمت جنس نقد شده خريده تفاوت مىكند يا خير ؟ وعشرى را با عمرو ، شريك واذن خريدن مال نسيه به يكديگر داده‌اند وآن مال نسيه خريده شده ، بعينه قبل از حلول اجل يا بعد بدون تفريط يا به تفريط به تلف رسيده ، آيا جبران را همين عشر سرمايه مىكند يا تمامى يكصد تومان ؟ يا آنكه هرگاه مخمسى داشته باشند بايد از آنجا بدهند . وعشر ديگر را چيزى خريده وقبل از حلول سنه نقد فروخته ونفعي هم نموده ، آيا به محض حصول ربح ، خمس را بايد اخراج كند ؟ يا اينكه صبر مىكند تا آخر سال . ويك عشر ديگر را به مضاربه داده ومثل معاملات مرقومه فوق ، نموده كه بعضي موعد دارد وبعضي جنس موجود است وغيره . وعشر ديگر را دفينه كرده وتلف شده ، آيا جبران آن به آنچه به آن تجارت مىكرد ، مىكند يا نه ؟ واگر سالى نقصانى كند وسالى ربح وحقيقت محاسبه را ( به سبب طول سفر تجارت ونيامدن شريك ومضارب وسببهاى ديگر كه در فوق قلمي شده ) نيابد ربح سال آخر جبران را مىكند يا نه ؟ وهر يك از اين أعشار را جدا جدا حساب آن را بايد رسيد وخمس وضع نمود ، يا آنكه همه را بر روى هم حساب نموده ، اگر چه طول كشيده تا معين شود - ؟ جواب : اما از عشر أول ، پس بايد دانست كه تا سال تجارت تمام نشده است ، ( يعنى دوازده ماه ) خمس متعين نمىشود واخراج آن واجب نيست ، وهمچنين اظهر اين است كه تا متاع تجارت نقد نشده باز خمس واجب متعين نيست ، هر چند سال تمام شده