الميرزا القمي
22
جامع الشتات ( فارسي )
مكتبدار نمىتواند آن بهرهاى را كه يك نويسنده بىمكتب از رمان وداستان بر مىدارد ، داشته باشد . ومنظورش را در لفافه شيرين رمان مخفى كرده وبدون اطلاع خواننده به خوردش بدهد . مكتب به هر معنى وبا هر أصول وفروعى ، از " القاء " بيزار است والقاء را با " اغواء " مساوى مىداند . أساسا مكتب كارى غير از مبارزه با " القائات " ندارد . اما يك گوينده يا نويسنده ليبرال هرگز از نكات ضعف مخاطب ونكات آسيب پذيرى أو وجاذبههاى غريزي أو ( كه جاذبههاى صرفا ناخودآگاه هستند ) بي نياز نيست . وأساسا بدون استفاده از آنها نمىتواند كار كند . البتة اين رشته سر دراز دارد . . . واين مختصر جاى آن نيست . ميرزا وسياست دوره أول جنگ قفقازيه ميان روسيه تزارى وإيران كه به مدت ده سال ( 1218 - 1228 ه ق ) ادامه داشت وبه عهدنامه گلستان انجاميد ، ميرزاى قمى در مسئوليت ومرجعيت تقليد ودر أوج شهرت خود بود وبه اصطلاح دانه درشت مجتهدين صاحب نام داخل كشور بود ، مراجع بزرگ ديگر در نجف وكربلا أقامت داشتند . در سال 1223 ه ق يعنى پس از گذشت پنج سال از آغاز جنگ حكومت تهران نسبت به حمايت روحانيت احساس نياز كرد . قبل از آن در منزوى كردن روحانيت وجدا كردن آنان از مردم سخت مىكوشيدند . سعى مىكردند آنان را به افراد فراموش شده وغايب از اجتماع ، و " مسلوب التأثير " تبديل نمايند . از سقوط سلسله صفوى وسلطه نادر تا سال مذكور تنها قشرى از مردم كه كاملا مورد بي اعتنايى بود روحانيت بود . علاوة بر دربار ، در سرتاسر كشور خانها چنين رفتار ناهنجارى را با آنان داشتند اين برنامه علاوة بر ماهيت وروند قديمى خود كپيى از فرهنگ اروپائيان نيز بود كه دانشمندان دين فقط " دعاگوى " حضرات خوانين هستند ونبايد در أمور اجتماعي ومملكت مداخله كنند . تز " سياست از دين جداست " نه تنها محور جريان أمور بود بل به فرهنگ عمومى تبديل شده بود . ميرزا محمد تقي خان لسان الملك در احوالات همين فتحعلى شاه اصطلاحى به كار