الميرزا القمي

116

جامع الشتات ( فارسي )

بلندى برود به جهت تفحص ، آفتاب در آيد ، ولى اشكال در أواخر وقت است ، در مثل نماز ظهر وعصر ومغرب وعشا كه آيا با امكان استعلام مىتواند به استصحاب عمل كند وظهر را مقدم دارد يا مغرب را ، يا بايد استعلام كند ، زيرا كه شايد وقت مختص عصر وعشا باشد وبايد دانست كه معيار در تعيين وقت از براي عصر يا عشا ، مظنه است واستصحاب ، هر چند قابل افاده ظن است ، لكن نه چنين است كه همه جا مفيد ظن باشد ، پس افاده آن ظن را در وقتي است كه اماره منحصر در اين باشد . اما هر گاه كسى مثلا در ميان خانه نشسته ودر خانه پوشيده است وبه گشودن در ، مى تواند استعلام كرد ، در اين وقت مجرد استصحاب ، مفيد ظن نيست ، زيرا كه شايد در اين وقت ، در را باز كند خلاف آن ظن ، ظاهر شود ، در اين صورت عمل به استصحاب نمىتواند كند ، زيرا كه ظني طه از اين حاصل مىشود ظن معلق است نه ظن نفس الامرى وآنچه حجت است ظن نفس الامرى است نه ظن مشروط ، وبه عبارت أوضح ، مكلف در اينجا دو تكليف دارد ، يكى اينكه ظهر وعصر ، هر دو را بكند ، مادامى كه يقين دارد به بقاى وقت به مقدار هر دو ، يا ظن استصحابى دارد ، ودوم اينكه عصر تنها را بكند در وقتي كه وقت به مقدار عصر باقي مانده چون تحديد اين ممكن نيست در عادت الا به ظن ، زيرا كه امكان حصول يقين به اينكه زيادة از وقت عصر تمام نمانده غير حصول يقين به بقاء مقدار عصر است . وحصول ظن در اينجا به استصحاب ، بي معنى است ، بلكه بايد به امارات ديگر باشد والحاصل آنچه از شرع رسيده ، اين است كه مقدار نماز عصر وعشا در آخر وقت ، مختص عصر وعشاست ، نه اين كه بايد ظهرين وعشائين را به عمل آورد ، مگر در صورتي كه علم حاصل شود كه به قدر عصر وعشا باقي مانده ، پس ما مكلفيم به عصر وعشا ، در آن وقت در نفس الامر . ولازم نيست اجتهاد در تحصيل علم يا ظن به آن ، ودر اجتهاد ملاحظه همه أدله وامارات متعارضه بايد كرد واكتفا به يكى از آنها نمىتوان كرد ، چنان كه در مسئله " لزوم فحص از مخصص " در عمل به " عام " محقق شده است . 262 - سؤال : اگر كسى پيش از مشغول شدن به نماز ، جامه‌اش نجس شده است